پرسش و پاسخهاي متداول صفحه اصلي سايتهاي مفيد انگلیسی نقشه سايت
انجمن های گفتگو
 
 
  نام کاربري :
  رمز عبور :
           
خروج عضویت در سایت
تغییر حساب کاربری
 
  
 
 

به خانواده بزرگ تبيان بپيونديد

 
 
نام کتاب: گدا
نویسنده : نجيب محفوظ
انتشارات: نيلوفر
ادامه ...
 
 
وضعیت آب و هوا
اوقات شرعی
دانلود نرم افزار
 
اقدامات صورت گرفته در جهت طرح تكريم ارباب رجوع به شرح زير مي باشد .....

ادامه

 
درباره استان

پیشینه تاریخی
 وجه تسميه:
 اين استان ابتدا قسمتي از انشان بوده ودر دوره ساساني با عنوان به آمد كواز، ارگان وقسمت كوهستاني آن به نام زم زميگان معروف بود. با ورود اسلام اين منطقه ابتدا ارجان، زم گيلويه وكهگيلويه واز دوره تيموري با از بين رفتن اتابكان لر بزرگ، سراسر منطقه به كهگيلويه معروف شد. از سال 1342 خورشيدي كه به فرمانداري كل تبديل شده به دلايل سياسي، كهگيلويه وبويراحمد ناميده شد.
در مورد نامگذاري كهگيلويه در آثار تاريخي مطالب مختلفي آورده شده است . حسن فسايي در فارسنامه ناصري وجه تسميه آن را به دليل وجودميوه اي به نام ‹‹ كيالك›› مي داند كه البته نامعقول به نظر مي رسد. از نوشته هاي ابن خرداد به و استخري در سده هاي سوم وچهارم هجري چنين بر مي آيد كه ‹‹ گيلو›› يكي از سران قوم لر ودر محدوده جغرافيايي بين خوزستان ، فارس، اصفهان امروزي بوده است كه به دليل كوهستاني بودن پس از مدتي اين منطقه به كوه گيلويه معروف شده است. به نظر استخري رموم يا ( قبايل) پارس پنج تا بوده ورم جيلويه يا گيلويه كه به رم زميجان هم معروف بوده از همه بزرگتر بوده است( مسالك ممالك ص 96). اين منطقه از طرفي به استخر واز طرفي به كوره شاپور واز طرفي ارجان واز طرف ديگر به بيضا وحدود سپاهان قديم يا اصفهان محدود مي شده از سويي نيز به حدود خوزستان وناحيه شاپور محدود مي شده وآنچه از روستا وشهر در اين ناحيه بوده در شمار اين قبيله بوده است. ( همانجا ص 102).
طبق نظر استخري درمسالك وممالك، گيلويه مهرگان بن روزبه به همايجان سفلي از توابع كوره استخر رفته بود و به سلمه خدمت مي كرد. چون سلمه بمرد، گيلويه رم زميجان را با زور بگرفت وقدرتمند شد. بطوري كه بر آل ابودلف حمله كرد وبرادر قاسم بن عيسي ( 210 تا 225هـ ) يعني معقل بن عيسي را كشت. ابودلفيان بر گيلويه حمله كردند واو را بكشتند وتا اواخر روز گارشان كه از عمروليث صفاري شكست خوردند، سر گيلويه را بدليل اهميت وقدرت وي، در پيش لشكر خود مي بردند.(همانجا، 126). با وجود شكست گيلويه رياست قبايل زميگان در دست اعقاب گيلويه باقي ماند.
بر اساس اطلاعات كتاب حدود العالم در نيمه دوم سده چهارم هجري قمري اولين بار به كوه ها ومناطق كوهستاني اين منطقه كوه جيلو يا گيلو گفته شده است.
( حدود العالم ،ص 32 ) در پايان سده پنجم هجري قمري ابن بلخي در فارسنامه خود از اين منطقه به نام كوه گيلويه ياد كره است. ( فارسنامه ابن بلخي،ص 148 ) از سده ششم هجري قمري به بعد منابعي كه از اين منطقه ياد كرده اند، نام كهگيلويه را بر بيشتر سرزمين امروزي آن اطلاق مي كنند. قدرت يابي طوايف كوه گيلويه از يك سو وخرابي ارجان از سوي ديگر سبب شد كه در دوره مغول وتيموري در بيشتر نوشته ها كوه گيلويه بكار برود. پس از چيده شدن جكومت اتابكان لر بزرگ در 827 هـ ق واز دوره صفويه نام كهگيلويه به سرزمينهاي وسيعي از اصفهان تا خليج فارس اطلاق مي شده. در دوره پاياني سلسله صفويه اين منطقه به نام كهگيلويه وبهبهان معروف است ودر سال 1342 خورشيدي به دليل سياسي به كهگيلويه وبويراحمد تغيير نام يافت.
محیط طبیعی

استان كهگيلويه وبويراحمد با مساحت 16264كيلومتر مربع در جنوب غربي ايران قرار دارد. اين استان بين دو مدار 29 درجه و52 دقيقه، و31 درجه و26 دقيقه ي شمالي ونصف النهار هاي 49 درجه و55 دقيقه، و51 درجه و53 دقيقه ي شرقي قرار گرفته است. از شمال به استانهاي اصفهان وچهار محال و بختياري ،از شرق با فارس ،از جنوب با فارس وبوشهر واز غرب با خوزستان همسايه است.
ناهمواري هاي استان:
 كهگيلويه وبويراحمد منطقه ي ناهمواري است. حدود سه چهارم مساحت منطقه ازارتفاعات وتپه ماهورها تشكيل شده است. دشتها تنها يك چهارم مساحت را تشكيل مي دهند. بلندترين نقطه در اين استان قله ي دنا واقع در شهرستان دنا با ارتفاع 4409 متر وپست ترين نقطه ي آن چره زن در جنوب غربي بي بي حكيمه در شهرستان گچساران مي باشد كه 197 متر از سطح دريا ارتفاع دارد.
كوههاي اين استان از رشته كوههاي زاگرس به شمار مي روند كه در شمال با داشتن يخچال هاي طبيعي سرچشمه رودهاي پرآب هستند. كوههاي مهمي همچون كوه خائيز در جنوب دهدشت، كوههاي نيل وحجال در شمال شرق ياسوج، كوه خامي در شمال شرق گچساران، كوه نور( نير) در مركز استان، كوههاي سياه وسفيد در بهمئي وشرق لنده وكوه دل افروز در شمال وكوه ساورز از مهمترين كوههاي استان به شمار مي روند.
دشتهاي سروك، دشت روم در شهرستان بويراحمد ودشتهاي امامزاده جعفر، ليشتر، دشت گز وباشت در شهرستان گچساران، چرام ودهدشت در كهگيلويه از دشتهاي مهم استان هستند.
آب وهواي استان: بدليل كوهستاني بودن وامتداد اين كوهها از شمال غربي به جنوب شرقي وبلندي آنها، همچون سدي در مقابل توده هاي فعال جوي مقاومت مي كنند. از اين رو در تنوع آب وهوايي استان مؤثر واقع شده اند ودو نوع آب وهواي سردسيري وگرمسيري به وجود آمده است.
ناحيه ي سردسير:
 اين ناحيه تقريباً نيمي از كل مساحت استان را در بر گرفته است وقسمت شمال وشرق استان را به خود اختصاص داده است. نواحي سردسيري خود به دو ناحيه ي سردسير وسرحد ( كه سرد تر است) تقسيم مي شود. در اين ناحيه ميزان بارش برف وباران زياد بوده واز جنگل هاي انبوه بلوط، بنه، كيكم، بادام، وسرو كوهي پوشيده شده است. بارندگي از نيمه دوم مهر ماه شروع وتا اواخر ارديبهشت در اين ناحيه ادامه دارد. ميزان بارندگي در اين ناحيه بين 540 تا 884 ميلي متر مي باشد.
ناحيه گرمسيري:
 اين ناحيه بيش از نيمي از كل مساحت استان را در بر گرفته است. در جنوب وغرب استان واقع شده ودر مسير وزش بادهاي گرم خوزستان قرار دارد. در تابستان آب وهواي گرم وخشك دارد.و ميزان بارندگي در آن كم است. در فصل هاي پائيز وزمستان آب وهواي ملايم بهاري داردو سبب مي شود سرتاسر منطقه از گل وگياه پوشيده شود .بارندگي از نيمه ي دوم آبان ماه شروع مي شود وتا نيمه ي اول ارديبهشت ادامه مي يابد. متوسط ميزان بارندگي در ناحيه گرمسيري بين 300 تا 420 ميلي متر است.

در اين استان به طور كلي دو نوع باد مي وزد: بادهاي فصلي وبادهاي محلي

بادهاي فصلي:

همچون باد شمال كه باران زا است واز طرف شمال غربي اين استان را تحت تأثير قرار مي دهد وسبب ريزش باران در زمستان است. باد جنوب باد فصلي ديگري است كه به باد چپ نيز معروف است واز جنوب وجنوب غربي مي وزد. بدليل گرمي وخشكي بيش از حد، غالباً به مزارع ومحصولات آسيب وارد مي كند.

بادهاي محلی:

بادهاي محلي همچون باد آشوب در سررود بويراحمد عليا، باد زير روز در بهمئي، باد كوه باد در بويراحمد گرمسيري وبهمئي ، باد چوغان از مهمترين بادهاي محلي استان هستند.

منابع آب:
رودها: به علت وجود مناطق مرتفع و وزش بادهاي مرطوب هر دو منطقه ي سردسير وگرمسيري از ميزان بارندگي خوبي برخوردارند. اين بارندگيها باعث به وجود آمدن رودهاي متعددي در اين استان شده اند.مهمترين رودهاي كهگيلويه وبويراحمد عبارتند از: رود مارون كه در تنگ تكاب از مرز استان خارج مي شود واز كنار بهبهان گذشته وبه نام رود جراحي وارد خليج فارس مي شود. رود بشار: كه به نام هاي گرم، خرسان ، ونهايتاً كارون مشهور است واز ارتفاعات ياسوج سرچشمه مي گيرد. اين رود در ضلع شمالي كوه غارون ( وجه تسميه كارون) به همين نام از مرز استان خارج مي شود وبا دريافت شاخه هايي همچون بازفت وآرمند در شهرستان لردگان، از وسط شهر اهواز گذشته .به خليج فارس مي ريزد.

رود خيرآباد:
 سرچشمه اين رود در قسمت مركزي استان يعني ديلگان بويراحمد وتسوج كهگيلويه است وبه نامهاي سر كورتع تسوج، پيچاب، شاه بهرام، نازمكان وخيرآباد معروف است وسرانجام به رود زهره مي ريزد. رود زهره: اين رود از ارتفاعات تنگ تا مرادي وگجستان وباشت وكوههاي شمال شرقي شهرستان ممسني سرچشمه مي گيرد وبه نام رود زهره در ضلع جنوبي شهرستان گچساران از مرز استان خارج و پس از دريافت شعبه ي خيرآباد به نام هنديجان به خليج فارس مي ريزد. رودهاي شور در شهرستان گچساران وبابا احمد در منطقه بهمئي ورود بهمئي از ديگر رودهاي استان هستند.

درياچه ها وتالاب ها:

1-درياچه مور زرد زيلايي :
 در135 كيلومتري شمال غرب ياسوج ودر ارتفاعات 2180 متري از سطح دريا قرار دارد. مساحت اين درياچه 14 هكتار است. حداقل عمق آن 7 متر وحداكثر آن 14 متر است. اين درياچه در تنگي واقع شده كه اطراف آن را كوه هايي با سنگ آهكي پوشانده. تعدادي آبزيان در اين درياچه به حيات خود ادامه مي دهند كه ماهي كپور معمولي از مهمترين آنهاست.


2- تالاب برم الوان:
 در40 كيلومتري شهر ليكك بهمئي، دهستان سرآسياب يوسفي واقع شده است. آب آن دائمي است وارتفاع آن از سطح دريا 1100 متر مي باشد. مساحت اين درياچه 15 هكتار وحداقل عمق آب آن 12 متر وحداكثر 30 متر مي باشد.
برم هاي كوچك وفصلي ديگري همچون برم علي داد، دره صحه در زيلايي، برم مداب در شرق ياسوج در دهستان كاكان، برم كوه گل سي سخت وبرم دلي پيروزك در شهرستان بويراحمد وبرم گراب ديشموك، برم كهكزك، برم شرابگروه در سرفارياب در شهرستان كهگيلويه وبرم خوني شاه بهرام در شهرستان گچساران وجود دارند كه مجموعاً به همراه 160 چشمه و16 قنات وتعدادي چاه عميق ونيمه عميق منابع آب استان را تأمين مي كنند.

شهرها
 شهرستان بويراحمد( ياسوج):
 
اين شهرستان با مركزيت ياسوج 6/22% از مساحت كل استان را در بر گرفته است. از شمال به شهرستان دنا واز غرب به شهرستان كهگيلويه واز شرق به اقليد واز جنوب به سپيدان وممسني محدود مي شود.شهرستان بويراحمد در منطقه سردسيري واقع شده است. ياسوج مركز اين شهرستان در ميان جنگلهاي بلوط محصور است. رودخانه بشار از وسط اين شهر مي گذرد وآبشار زيبايي در كنار شهرمي گذرد وآبشار زيبايي در كنار شهر قرار دارد. درختان بلوط، زالزالك ارژن، كيكم وگلابي وحشي وگياهاني چون بيلهر، پونه كوهي، ريواس، تره كوهي، درمه، خاكشير، آويشن پوشش گياهي ومراتع اين شهرستان را شكل مي دهند.

 شهرستان دنا:

اين شهرستان با مركزيت شهر سي سخت 1/11% از مساحت كل استان را در بر گرفته است. سي سخت شهري سردسيري است كه در دامنه ي قله دنا قرار گرفته وداراي آب وهوايي ييلاقي است. از شمال به لردگان از شرق به سميرم از جنوب به شهرستان بويراحمد از غرب به شهرستان كهگيلويه محدود مي شود. چشمه ساران فراوان قلل برفي وباغهاي سيب وانگور جلوه خاصي به اين شهر داده است.

 شهرستان كهگيلويه:

اين شهرستان با مركزيت دهدشت 3/37% از مساحت استان را شامل مي شود. از شمال به باغ ملك وايذه ولردگان، از جنوب به گچساران و از غرب به بهمئي واز شرق به شهرستانهاي بويراحمد ودنا محدود مي شود اين شهرستان داراي دو نوع آب وهواي سردسيري وگرمسيري است. مزارع برنج وآثار وبناهاي شهر تاريخي دهدشت از ويژگي هاي اين شهرستان است. گياهان گل نرگس،گون برموس،هويج وحشي وريواس مراتع اين شهرستان را پوشش مي دهد ودرختان بلوط كنار وتنگس وگلابي وحشي پوشش جنگلي اين شهرستان را شامل مي شود.

شهرستان گچساران:

اين شهرستان با مركزيت دو گنبدان 7/28% از مساحت استان را در بر دارد. از شمال به كهگيلويه از شرق به نورآباد ممسني واز جنوب به گناوه وديلم در استان بوشهر واز غرب به بهبهان محدود است. راه باستاني شوش به تخت جمشيد وبيشابور از اين شهرستان مي گذشته وهم اكنون در مسير شيراز به اهواز قرار دارد.
آثار وبناهاي تاريخي وزيارتگاهي همچون بي بي حكيمه خاتون به همراه چاه هاي متعدد نفت از ويژگي هاي اين شهرستان است آب وهواي آن گرمسيري است ودر اواخر فصل زمستان تا ارديبهشت ماه گل وگياه فراواني در نواحي محتلف آن مي رويد. پوشش جنگلي اين شهرستان شامل درختان كنار، گز، نجورك وبلوط است وگياهان گون، شقايق ، بهمن، يونجه وحشي وخارشتر، شب بو واستبرق مراتع اين شهرستان را پوشش مي دهند.
جغرافیای انسانی
 جمعيت:
 طبق سرشماري سال 1375 استان كهگيلويه وبويراحمد جمعيتي در حدود 544356 نفر داشته است. از لحاظ پراكندگي جمعيت، شهرستان بويراحمد با 39 درصد پرجمعيت ترين وشهرستان گچساران با 23 درصد كم جمعيت ترين شهرستان بوده اند. ميانگين تراكم نسبي جمعيت استان 5/33 نفر در هر كيلومتر مربع مي باشد وشهرستان بويراحمد به دليل وجود مراكز سياسي واداري وشرايط آب وهوايي مناسب با 6/38 نفر در كيلومتر مربع پرتراكم ترين وشهرستان گچساران با 6/28 نفر در هر كيلومترمربع كم تراكم ترين ناحيه استان به شمار مي رود.
علاوه بر اين نوعي تقسيم بندي ايلي در استان رايج است كه شامل بويراحمدي ، بابويي دشمن زياري، چرامي،طيبي، بهمئي وقشقائي است. بطور كلي مردم اين استان به لهجه هاي لري وتركي ودر ياسوج علاوه بر لري وتركي لهجه اردكاني ودر دهدشت ودوگنبدان تعدادي نيز با لهجه بهبهاني تكلم مي كنند.
ساختار جمعيتي در كهگيلويه وبويراحمد عليرغم افزايش جمعيت ساكن نسبت به عشاير ، بر اساس ساختار ايلي قرار گرفته است . به نظر مي رسد عوامل مؤثر بر اين نوع زندگي علاوه بر آداب وسنن گذشته جغرافياي منطقه باشد.
در اين شكل جمعيتي اگر چه اكنون خان وعوامل وي به عنوان قدرتمندان رأس هرم چندان جايگاهي ندارند ليكن هنوز ريش سفيدان وبزرگان ايلي داراي نفوذ وقدرت فراوان هستند.

جاذبه های طبیعی
  
1-آبشار تنگ پوتك:

 واقع در عمق 5/3 كيلومتري محدوده امن منطقه حفاظت شده دنا ودر فاصله 4 كيلومتري پاسگاه محيطباني آب سپاه با موقعيت ويژه ومنحصر به فردي با ارتفاعي قريب به 15 متر ودر نقطه اي صعب العبور واقع گرديده.

2- آبشار دره ناري:

 در 6 كيلومتري جنوب منطقه امن حفاظت شده دنا با موقعيت طبيعي ويژه وارتفاع تقريبي 40الي70 متر وآب نسبتاً فراوان خصوصاً در فصل بهار منظره بسيار جالبي را بوجود مي آورد.

3- آبشار توف شاه:

 درفاصله 10 كيلومتري ارتفاعات جنوبي منطقه امن حفاظت شده دنا با فاصله 5/2 كيلومتري از آبشار دره نادري با موقعيت بارز ومنحصر به فرد در ارتفاعات صعب العبور وبا ارتفاعي قريب 100 متر در موقعيت جنوب غربي قله مورد كل دنا واقع گرديده است.

4- چشمه ميشي:

 يكي از چشمه هاي پرآب ومشهور استان است كه در فاصله 5 كيلومتري از شهر سي سخت مركز شهرستان دنا ودر امتداد جاده سي سخت به گردنه بيژن وپادنا سرحد جنوبي منطقه دنا سرحد شمالي منطقه حفاظت شده دناي شرقي وبادبي تقريبي 5/2 كيلومتر مكعب در ثانيه علاوه بر تأمين آب مصرفي كشاورزي وشرب شهر سي سخت چشمه اي است دائمي ويكي از بهترين تفرجگاههاي نمونه استان كه سالانه گردشگران فراواني را از استان وخارج از استان به سوي خود جلب نموده واز موقعيت ارتباطي خوبي از لحاظ قرار گرفتن در حاشيه جاده دسترسي قرار دارد وآثار خشكسالي در ميزان دبي آن محدود وتنها عيب آن قرار گرفتن مسير در محل عبور بهمن هاي زمستاني كه به همين دليل امكان درختكاري در محدوده چشمه وجود ندارد.

5- چشمه قلات:

در اين استان چشمه اي با آبدهي بسيار كم در جنوب منطقه پيشنهادي كوه خامين حوالي روستاي گناوه موجود كه با توجه به گرمسيري بودن منطقه از لحاظ جنگل بلوط و000خصوصاً در فصل بهار تفرجگاهي مناسب براي ساكنين شهرستان گچساران مي باشد.

6- غار يخي:

 يكي از غارهاي معدود ومنحصر به فردي است كه در ارتفاع صعب العبور ديواره شمالي منطقه حفاظت شده دنا ودر جنوب روستاي خفر در محدوده امن منطقه موجود وسالانه پذيراي علاقمندان فراواني از غار نوردان وكوه نوردان داخلي مي باشد، خصوصيات بارز اين غار وجود قنديلهاي يخي در تمام فصول سال خصوصاً فصل تابستان در ديواره هاي آن مي باشد.

7- غارشاه:

 يكي از غارهاي مشهور موجود در استان واقع در حوالي روستاي شاه بهرام در منطقه پيچاب از توابع بخش باشت شهرستان گچساران ودر منطقه گرمسيري ودر فاصله 150 كيلومتري شمال شرقي شهر دوگنبدان واقع واين منطقه داراي جنگلهاي انبوه از نوع بلوط، بنه، كلخنگ، زبان گنجشگ وانواع بادام مي باشد.

8- غار دوفيري:

يكي از غارهاي موجود در ارتفاعات غربي كوه سمسال واقع در حوالي روستاي بن زرد عليا از توابع بخش پاتاوه شهرستان دنا ودر منطقه حفاظت شده دنا مي باشد، طبق اطلاعات كسب شده از اهالي محلي اين غار كه در صخره اي مرتفع از روستاي فوق قرار گرفته گذشتگان بعنوان قراولگاه وحفاظت از سكنه روستا از آن استفاده وبا توجه به موقعيت مكاني تسخير آن از طرف افراد واقوام مهاجم ميسر نبوده وبه لحاظ اينكه ورودي غار داراي دو سوراخ شبيه بيني انسان مي باشد به همين مناسبت به لهجه لري به غار دو فيري مشهور گرديده است.

9- محوطه تاريخي سي سخت:

 كه شامل شهر سي سخت مركز شهرستان جديد التأسيس دنا ودر دامنه جنوبي قله دنا ومنطقه حفاظت شده قرار دارد، اين شهر با توجه به موقعيت سردسيري با فضاي سبز بديع وباغستانها وچشم اندازها وچشمه سارهاي طبيعي اطرافش نمود عيني يك شهر سبز تمام عيار را با طبيعت دلگشا وآب وهواي وصف ناپذيراست. نام اين شهر برگرفته ازنام سي نفر پهلوان نامي عهد كيخسرو كياني وكشته شدن آنان در محلي بنام گردنه بيژن بعلت برف وباران شديد مي باشد،واز طرفي آثار سفالي تمدنهاي قديمي در حفاريهاي اين شهر به وفور يافت مي شود، گورهاي انساني با قدمت 3000سال قبل از ميلاد در اين شهر اخيراًكشف گرديده وسابقه روستايي وشهر جديد آن به 120 سال قبل بر مي گردد و سالانه شاهد بازديد سياحان خارجي وداخلي فراواني است.

10- ده دناي خونگاه:

 اين محل در دره شرق روستاي فعلي خونگاه ودر منطقه حفاظت شده دنا واقع كه آثار خرابه هاي آن موجود وداراي چشمه سار مشهور شاه قاسم ودرختان جنگلي از قبيل بلوط وچنارهاي تنومند وكهنسال وجاذبه طبيعي بسيار خوبي است.

11-غاردنگزلو:

اين غار در ضلع شمال شرقي كوه دنا ودر حوالي روستاي دنگزلو از توابع بخش پادناي عليا شهرستان سميرم ودر حوزه استحفاظي استان اصفهان واقع گرديده كه داراي جاذبه هاي فراوان از لحاظ قنديل هاي يخي( استالاكتيت، واستالاكميت) كه هنوز بطور كامل هم جاذبه هاي آن شناسايي نشده است كه چنانچه همه زواياي آن شناخته شود در حد غار عليصدر همدان مي توان از آن بهره برداري شود.

12- كك كهزاد:

 نام يكي از سران ونامداران قومي كه در تاريخ باستان در محلي بنام قلعه كره سكونت داشته كه در اصطلاحات محلي اين مكان به نام كك كهزاد نيز مشهور است. كه متعاقباً پيرامون اين مكان تاريخي توضيح كامل خواهد آمد.

13- غار نيده( نديده)

 نام غاري است كه در تنگه اي به همين نام در منطقه حفاظت شده خائيز سرخ ودر فاصله 20 كيلومتري شمال شرقي شهرستان بهبهان قرار دارد واز نظر موقعيت طبيعي حائز اهميت و در محدوده امن منطقه حفاظت شده قرار گرفته طبق اطلاعات مأمورين ومحليان اين غار عمقي در حدود 150 متر در زير زمين دارد.

14- قلعه دزكوه:

دزكوه نام كوهي است بلند در ضلع غربي بخش گرمسيري سوق از توابع شهرستان كهگيلويه كه دوران قديم با توجه به موقعيت خاص آن بعنوان دژي مستحكم در برابر اقوام ياغي ومهاجم از آن استفاده مي شده كه به همين مناسبت به اين نام مشهورگرديده است طبق اطلاعات اين كوه فقط داراي يك مسير ورودي پياده رو در قديم وهم اكنون داراي جاده ماشين رو به ارتفاع كوه مي باشد وبا توجه به وجود چشمه اي بر روي اين كوه گرمسيري، داراي سكنه و روستا مي باشد .رودخانه مارون از ضلع غربي وجنوبي اين كوه جاري وبه سد مارون در شمال بهبهان مي پيوندد. اين محل زادگاه هنرمند محبوب زنده ياد حسين پناهي مي باشد.

15- قلعه كره :

 نام كوهي در دامنه هاي منطقه امن حفاظت شده دنا وداراي موقعيت خاص كه سراسر اطراف آن بجز دو راه پياده روي ورودي به ارتفاع آن از ساير مناطق اطراف مشرف ومتمايز مي سازد، اين كوه داراي آثار باستاني روزگاران گذشته وويژگي منحصر به فرد آن وجود جنگلهاي بلوط در مساحت قريب به 40 هكتار در ارتفاع وپشته واطراف آن واشرف بر دره هاي وكوههاي اطراف ودارا بودن دو مسير ورود وخروج كه آثار گچي دروازه هاي باستاني آن كاملاً مشهود وبطوريكه از جزئيات بر مي آيد به لحاظ موقعيت خاص اين كوه ساكنين قديم آن يا خود قومي ياغي ومتواري از حكومت وقت بوده اند ويا اينكه از ظلم وجور سلاطين واقوام همجوار بواسطه قرار گرفتن در موضعي سخت وغير قابل نفوذ از دست مهاجمين به اين محل مرتفع وصعب العبور پناه آورده اند، اين كوه داراي جنگلهاي زياد بلوط و000 ودر حد فاصل تنگه هاي ديو هاشم وكره وروستاي كنوني او با مدفن يكي از امامزادگان بزرگوار بنام ( بي بي زهرا خاتون) قرار گرفته است دو دره همجوار خصوصاً تنگ ديو ها از موقعيت ويژه طبيعي جنگلي وآبي سرشار ومنحصر بفرد برخوردارند.، آثار باقيمانده شامل بقاياي باستاني قلعه كره، آثار دروازه هاي گچي خروج وورود به ارتفاع اين كوه ومختصر خرابه هاي محل سكونت وتعداد معدودي درختان كهنسال گردو، انجير ومو وچنار وقبرستانهاي قديم در اين منطقه بوده. در اين محل پيكانهاي فلزي عهد باستان يافت شده وسران قوم ساكن در اين محل به روايت افراد محلي كك كهزاد وفرد ديگري بنام ملي بوده اند، تنها چشمه موجود بنام آبچري با آبدهي خيلي كم در حد آبشخور حيات وحش در ارتفاع ضلع جنوبي كوه موجود وهيچگونه نوشته اي پيرامون تاريخ اين محل تا كنون بدست نيامده است.

16-تنگ سولك:

 با فاصله 40 كيلومتري شمال شهرستان بهبهان از توابع شهرستان بهمئي در حوزه استحفاظي استان
كهگيلويه وبويراحمد قرار دارد اين منطقه گرمسيري وكوهستاني بعنوان منطقه حفاظت شده پيشنهاد كه اخيراً از طرف شوراي عالي محيط زيست بعنوان منطقه حفاظت شده تصويب گرديده، اين منطقه زيبا كه شامل تنگ سولك ونيمي از تنگه ماغررا تحت عنوان حفاظت شده سولك دربر مي گيرد علاوه بر آثار قديمي وسنگ نوشته هاي باستاني موجود از دوران اشكاني داراي طبيعتي بديع واستثنايي وچشمه زار وجنگلهاي آن غالباً بلوط ودرختان زيباي زربين واز تيپي كوهستاني وصخره اي برخوردار است و اهميت اصلي آن وجود درختان نادر وكمياب زربين بوده كه اخيراً از طرف مديريت منابع طبيعي استان عرصه هايي از آن زربين كاري شده است وچندين بنه وآبادي فصلي كوچك بنام آبدولي، سينه سولك، چال انجير،زيرچك( زيركمر) در اين منطقه موجود است وتعداد شش چشمه دائمي ودو چشمه فصلي در عرصه مذكور وجود دارد كه از ميان اين چشمه ها چشمه گوردك از آبدهي قابل توجهي برخودار وماوراي بسيار حائز اهميتي جهت وحوش منطقه محسوب ومختصر باغات موجود انار و000 از اين چشمه مشروب وقسمت اعظم آن در قالب خط لوله آب آشاميدني روستاهاي بخش ليكك استفاده مي شود، در حال حاضر آماري قريب به 30 الي 50 هزار اصله از درختان كهنسال ونهالهاي دست كاشت زربين شمال وغرب تنگ سولك را پوشش كه اين منظره بسيار بديع چشم هر بيننده اي را خيره مي گردانند، جالب تر از آن وجود حيات وحش بسيار غني از جمله، كل وبز وپرندگاني چون كبك، تيهو، كبوترجنگلي وچاهي وانواعي از كلاغها در اين منطقه بصورت مشهود موجود است كه بايد اذعان نمود اين محدوده 2000 هكتاري شرايط بسيار حائز اهميتي به عنوان آثار طبيعي ملي را دارا مي باشد وتنها جاده خاكي ماشين رو بطول تقريبي 4 الي 5/5 كيلومتر تا محل روستاي آبدولي در قلب تنگ سولك ادامه دارد واز طرفي منطقه مذكور از نقطه نظر پوشش گياهي داراي گياهان دارويي وخوراكي وزينتي حائز اهميتي از قبيل بن سرخ، حلپه، تره ، كارده، آب اندول، بومادران، پشموك، كنگر، گل لاله سرنگون، آويشن، و000 جنگلهاي پرپشتي از بلوط وساير گونه هاي متفاوت اين محدوده را در گرفته است.
سه بازيکن کهگيلويه وبويراحمددراردوي تيم ملي فوتبال نوجوانان حاضرند

اين بازيکنان سعيد قدمي ، رضا اقبالي و ميلاد غريبي نام دارند و تاکنون عملکرد مطلوب، رضايت بخش و قابل قبولي در اردوي تيم ملي فوتبال نوجوانان از خود نشان داده اند.
تيم ملي فوتبال نوجوانان ايران براي حضور مقتدرانه در رقابت هاي جام جهاني نيجريه هفته فبل اقدام به برگزاري اردودرشهر هامبورگ آلمان کرده و يک ديدار تدارکاتي نيز با يکي از تيم هاي نوجوانان اين کشور برگزار کرده است.

تيم ملي فوتبال نوجوانان ايران در اين ديدار تدارکاتي موفق شد حريف آلماني خود را با نتيجه سه بريک مغلوب کند که سعيد قدمي عضو تيم فوتبال نوجوانان کهگيلويه و بويراحمد، زننده يکي از گل هاي تيم ملي ايران بود.
مسابقات جام جهاني فوتبال نوجوانان قرار است مهرماه امسال در کشور نيجريه برگزار شود.

لباس محلی زنان کهگیلویه و بویراحمد،جلوه گری رنگ ها بر دامنه زاگرس

استان چهار فصل کهگیلویه و بویراحمد به خاطر برخورداری از طبیعتی زیبا و بکر، علاوه بر زیبایی های طبیعی از جلوه ای خاص در پوشاک زنان این دیار نیز برخوردار است.
پوشاک و لباس محلی زنان ازجمله جذابیت های بومی استان کهگیلویه و بویراحمد به شمار می آید طوری که هر تازه واردی به این استان در همان نگاه اول متوجه این جلوه های رنگین می شود.
به گزارش ایرنا زنان استان چهار فصل کهگیلویه و بویراحمد از جمله زنان ایرانی هستند که هنوز به پوشاک سنتی و محلی خود پایبند هستند و از آنها در بیشتر اوقات و بخصوص در جشن ها و مجالس عروسی استفاده می کنند.

پوشش وحجاب کامل و تنوع رنگ ها و پارچه ها، جلوه خاصی به لباس محلی زنان در این استان بخشیده است و رنگ های آن بر طبیعت زیبا و دامنه زاگرس، شمیم نشاط و شادی پخش می کند.
از جمله نکات قابل توجه این است که پایبندی به استفاده از لباس محلی حتی در میان زنان شهرنشین این استان علاوه بر زنان روستایی و عشایری دیده می شود و با قدم زدن در خیابان های شهرهای این استان مانند یاسوج ،سی سخت ، گچساران و ... این موضوع به خوبی مشاهده می شود.
لباس محلی وسنتی زنان استان کهگیلویه و بویراحمد از سه بخش اصلی سرپوش، بالاتنه وپایین تنه تشکیل شده است که مجموع این سه بخش، پوشش کاملی را برای زنان به همراه دارد.
سرپوش لباس محلی زنان کهگیلویه و بویراحمد، شامل یک پارچه روپوش یا همان روسری به نام " مینا " ( ‪ ( Meyna‬است که به طور معمول دارای بیش از یک متر طول و بین ‪ ۶۰‬تا ‪ ۷۰‬سانتیمتر عرض می باشد.
بر روی این روپوش مینا نیز پارچه ای به نام چارقد یا لچکی قرار می گیرد که در زبان فارسی همان سربند است.
همچنین یک کلاه کوچک زیر مینا قرار می گیرد تا پوشش دهنده موهای جلو سر زنان باشد و معمولا زیورآلات و وسایل تزیین سنتی و ظریف به آن متصل می شود.
بخش بالاتنه لباس محلی زنان استان کهگیلویه و بویراحمد، همان پیراهن یا جامه است که شامل یک پارچه دو متری می باشد و از زیر گردن تا کف پای زنان را می پوشاند.
این پیراهن ردا مانند ، دارای آستین و سرآستین است و نوع مدل آن مخصوص زنان استان های کهگیلویه و بویراحمد، فارس ، خوزستان و چهارمحال و بختیاری است.
بخش پایین این لباس ها که به عبارتی زیباترین بخش آن نیز به شمار می آید همان دامن یا تنبان است که بیشترین حجم پارچه را در این لباس سنتی در برمی گیرد.
معمولا برای دامن این لباس های محلی بین پنج تا ‪ ۱۲‬متر پارچه مصرف می شود طوری که این دامن از بالا کشدار و کاملا چین خورده است ودرپایین آن تزیین هایی مانند نوار دوزی یا پارچه های پلیسه دار به کار می رود.
رنگ و جنس پارچه این لباس ها معمولا بنا به طبیعت این استان در مناطق گرمسیری و سردسیری، نوع بافت عشایری و روستایی، نوع باورها و گرایش قومی و قبیله ای و سن زنان انتخاب می شود طوری که برای دختران نوجوان و کودک بیشتر از رنگ های شاد و حجم کمتر پارچه و برای دختران جوان رنگ های روشن تر با پارچه بیشتر استفاده می شود.
با افزایش سن زنان نیز رنگ این لباس ها بیشتر به سمت تیره و خاکستری مانند سبز یشمی یا سورمه ای سوق پیدا می کند.
معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی کهگیلویه و بویراحمد درباره لباس محلی زنان این استان به ایرنا گفت: بر اساس تحقیقات صورت گرفته در کتاب نگارگری مکتب شیراز، قدمت این نوع لباس ها بیشتر از دوران تیموریان در قرن هشتم هجری قمری است.
سید ولی الله امیری افزود: این نوع لباس سنتی در چهار استان کهگیلویه و بویراحمد، فارس، چهار محال و بختیاری و خوزستان مشاهده شده است و هم اینک نیز مورد استفاده قرار می گیرد.
وی اظهار داشت: امروزه استفاده از لباس محلی و سنتی بیشتر در زنان بالای ‪ ۳۰‬سال استان کهگیلویه و بویراحمد دیده می شود اما در جشن ها و مجالس عروسی تمام زنان و دختران به عنوان یک سنت از لباس های محلی شاد و متنوع استفاده می کنند.
امیری،یکی ازدلایل ماندگاری این نوع پوشاک ولباس رادرکهگیلویه و بویراحمد، عجین بودن آن با باورها و اعتقادات زنان این استان دانست و گفت: با توجه به بافت سنتی، روستایی و عشایری این استان و چهار فصل بودن آن ، استفاده از این نوع لباس برای زنان کاملا مقرون به صرفه است.
به گفته وی ، استفاده از لباس سنتی در فصل گرما و سرما و همچنین برای زنان عشایر به هنگام کوچ بسیار مناسب می باشد.
امیری درباره قیمت این لباس ها گفت: بنا به جنس و مقدار پارچه به کار رفته، هزینه تمام شده برای تهیه یک دست لباس محلی و سنتی از ‪۲۵‬هزار تومان تا ‪ ۱۵۰‬هزار تومان متغیر است.
وی با اشاره به یک نوع لباس محلی دیگر، گفت: این لباس با نام دلق یا دلج مانند نیم تنه کردها است با این تفاوت که دارای آستین هلالی مانند تا نوک انگشتان دست می باشد.
امیری بیان کرد: پیراهن دلق مخصوص استان کهگیلویه و بویراحمد است و در آن از رو دوزی، ایجاد نقوش با زیورآلات یاسکه،رنگ های تیره تر و جنس مرغوبتر استفاده می شود و بیشتر، زنان موسوم به بی بی آن را می پوشند.
کارشناس مسوول امور پژوهش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد نیز به ایرنا گفت: استفاده از لباس محلی بیشتر در فرهنگ پوشش زنان لر مشاهده شده است با اینحال هنوز تاریخ دقیقی از زمان پیدایش آن مشخص نیست.
مسعود رضایی افزود: تنوع و زیبایی این نوع لباس نشان می دهد که مردم استان کهگیلویه و بویراحمد تا چه اندازه به رنگ های شاد علاقه دارند.
وی بیان داشت: مردم این استان به دلیل تنوع اقلیمی طبیعت ، علاقه زیادی به تنوع رنگ ها دارند که این امر در نوع پوشاک آنها به خوبی به چشم می خورد.
وی با اشاره به اینکه فرم لباس محلی لری برای زنان این سرزمین شکیل تر و مناسب تر است، گفت: در جشن ها و مراسم عروسی رسم است که زنان با به کار بردن زیورآلات در این لباس ها، جلوه ای خاص به آن می بخشند.
رضایی بیان کرد: رنگ به کار رفته در لباس محلی و سنتی زنان این استان با توجه به موقعیت و زمان تغییر می کند به عنوان مثال زنان عزادار تا حدود یک سال از لباس های تیره استفاده می کنند.
به گفته وی، اهمیت استفاده از لباس محلی در میان زنان لر تا حدی است که با وجود گران بودن برخی پارچه ها و حجم بالای پارچه ای که باید تهیه شود، آنها تمایل زیادی به تهیه این نوع لباس بخصوص برای جشن هاو عروسی ها دارند.
رضایی گفت: لازم است تحقیق و پژوهش های بیشتری از سوی متولیان حوزه های فرهنگی و گردشگری مانند سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی درباره پوشاک سنتی و محلی صورت گیرد تا ارزش ماندگاری آن بیش از پیش مشخص شود.
معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد نیز گفت:کارگروهی از سوی وزارت ارشاد با عنوان ساماندهی مد و لباس در این استان فعال است.
ناصر رضایی افزود: مقرر شده نمایشگاهی از لباس های بومی، سنتی و ملی مطابق با موازین اسلامی و عرفی در استان کهگیلویه و بویراحمد برپا شود اما تاریخ دقیق این نمایشگاه مشخص نیست.
کارشناسان معتقدندیکی از روش های پیشگیری از ترویج مد و پوشاک غیر اسلامی و نامناسب، ترویج استفاده از پوشاک محلی و سنتی است و لازم است که متولیان حوزه های فرهنگی و حتی صنایع دستی کشور با ارج نهادن به این موضوع تلاش بیشتری در راستای معرفی این نوع پوشاک و مزیت های آن نمایند

فراموشي بازي هاي بومي و محلي در كهگيلويه و بويراحمد

بازيهاي بومي و محلي ميراثي از گذشتگان هستند كه در فرهنگ لغات فارسي بازي به سرگرمي ، تفريح، لعب ،كار ، ورزش و فريب معني شده است

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه كهگيلويه و بويراحمد در استان بيش از 20 بازي شناخته شده فردي و جمعي وجود دارد. اين بازيها بجز تعداد اندکی به جنس خاصي منحصر نيست. دختران بزرگسالان و زنان نيز در اين بازيها شركت و از اين راه اوقات فراغت خود را پر مي کردند.
مي توان مهمترين ورزش‌هاي محلي رايج اين استان را گرنا دوال، كلاه پران، الختر، دال پلان رقص محلي تيراندازي سوار كاري و چوگو دانست
بازي گرنا اين بازي به نام «شال كو» يا «گرنا دوال» هم معروف است. افراد بازي دو گروه از مردان تقريبا هم قد و قواره صورت اند و وسيله بازی طناب است. هر گروه در ميدان از طنابهاي خود محافظت مي كنند. گروه مقابل سعي دارد طنابهاي گروه داخل ميدان را با زور يا زيركي بربايد افراد درون ميدان با پاي خود به پاي افراد بيرون از دايره مي زنند. برنده بازي گروهي است كه فرد بيرون از ميدان يا دايره را بزند. در غير اين صورت، گروه بيرون دايره با طنابهايي كه ربوده اند افراد درون دايره را تا ناحيه زير زانو مي زنند.
در بازي الختر كه در فصل بهار به صورت گروهي انجام می شود. دو گروه از نظر تعداد برابرند . با دستی انگشت شصت پا را مي گيرند و با دست ديگر در حالت ايستاده افراد گروه مقابل را هل مي دهند. فردي كه دستش از پايش جدا شود و يا به زمين بيفتد بازنده است.
بازي خناثيك يا خناثين: اين بازي همان قايم موشك بازي است. بازي به صورت دو گروه مساوي انجام مي شود. برنده بازي گروهی است كه افراد گروه مقابل را - كه مخفي شده اند – در زمان كمتري پيدا كند.
ابوذر غفاري دانشجوي ترم چهارم كامپيوتر مي گويد : در استان هيچ گونه توجهي به اين ورزشها و بازيها نمي شود
وي تصريح كرد : اين بازيها جاي خود را به بازيهاي كامپيوتري داده است
فرد ديگري در اين زمينه مي گويد : نامي از بازيهاي بومي محلي در استان وجود ندارد و من بعنوان يك جوان هيچ كدام از بازيهاي بومي محلي استان را نمي شناسم
او گفت : اين جايي بس تاسف دارد كه بعنوان يك جوان بومي هيچ اطلاعي از بازيهاي محلي ندارم
وي اضافه كرد : مسئولين بايد درامر نهادينه كردن ورزش هاي بومي محلي در استان تلاش بيشتري در اين زمينه انجام دهند
رييس هيات ورزش‌هاي روستايي كهگيلويه وبويراحمد گفت : بازي‌ها و ورزش‌هاي بومي ومحلي اين استان نياز به توسعه ،توجه وحمايت بيشتري از سوي مردم و مسوولان دارد.
رحمان همت پور افزود : يكي از مهمترين مشكلات فرا روي ورزش‌هاي محلي نبودقانون كلي ومنظم براي برخي از بازي‌هاي محلي در اين استان است.
همت پور اظهار داشت: با وجود استقبال و تمايل زياد روستاييان وعشاير و نسبت به بازي‌هاي محلي تاكنون اقدام موثري براي توسعه اين گونه ورزش ها انجام نشده است.
فرج الله زارعي رئيس هئيت روستايي و عشاير شهرستان بويراحمد دليل كم توجهي به اين ورزش در استان را شهرنشيني مردم و بي توجهي مسئولين استاني و شهرستاني براي برگزاري اين بازيها در استان عنوان كرد .
وي حمايت‌هاي بيشترمسوولان اجرايي و ورزشي نسبت به بازي‌هاي بومي ومحلي در بين روستاييان و عشاير را از جمله راهكارهاي اساسي براي گسترش اين گونه‌ورزش‌ها در استان برشمرد.
زارعي گفت : صداو سيما اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي تربيت بدني ميراث فرهنگي ايرانگردي و جهانگردي و جهاد كشاورزي از مهمترين دستگاههاي اجرايي هستند كه مي توانند بازيها را در قالب همايش جشنواره و مسابقات به مردم بشناسند .

غذاهاي محلي كهگيلويه و بويراحمد

غذاهاي سنتي كهگيلويه و بويراحمد غذاهاي ساده‌اي هستند كه سال‌ها در نواحي مختلف، بخصوص توسط عشاير استفاده مي‌شده و با توجه به كمبود مواد غذايي به‌سادگي در هر شرايط قابل تهيه‌اند.
«كله ‌جوشك يا كلك سوز»
اين غذا، نوعي غذاي ساده است كه از دوغ درست مي‌شود. ابتدا پياز و پونه را در روغن تفت مي‌دهند و پس از اين‌كه پياز قرمز رنگ شد، دوغ را به آن اضافه مي‌كنند. معمولا به تعداد هر نفر يك ليتر دوغ استفاده مي‌شود. سپس كمي ادويه به آن اضافه مي‌كنند و مي‌جوشانند. زماني كه غليظ و سبز رنگ شد، با نان محلي آن‌را مي‌خورند. اين غذا بيشتر در مناطق گرمسيري در فصل بهار توسط عشاير مصرف مي‌شود.
«تليت پياز»
براي تهيه‌ي اين غذا، پياز را در روغن تفت مي‌دهند و بعد از اين‌كه پياز قرمز شد، ادويه به آن اضافه مي‌كنند. سپس در آن، آب مي‌ريزند و بعد از جوشيدن، آن‌را با نان مي‌خورند.

«نان بليط يا بلوط»
قديمي‌ترين نان محلي كهگيلويه نان بليط يا نان بلوطي است. براي تهيه‌ي اين غذا پوسته‌ي سخت بلوط را مي‌گيرند و خشك مي‌كنند. سپس پوسته‌ي نازك بعدي را كه به آن جفت مي‌گويند، نيز مي‌گيرند. اين پوسته خاصيت درماني دارد و براي درمان دردهاي معده مفيد است. جفت بسيار تلخ است و آن‌را درون پوسته‌ي كپسول 500 مي‌گذارند و مي‌خورند، يا آن‌را مي‌جوشانند و مي‌خورند و بعد از آن، تكه‌اي گوشت كباب‌شده مي‌خورند، تا از حالت تهوع جلوگيري شود.
براي تهيه‌ي نان بلوطي عصاره‌ي بلوط يا كلگ را درون آب يك هفته مي‌خيسانند، تا به‌صورت خمير درآيد. سپس آن‌را درون سبدهاي مخصوصي كه از شاخه‌هاي بادام كوهي مي‌سازند، پالايش مي‌كنند. بعد آن‌را با دست ورز مي‌دهند و به‌وسيله‌ي ابزاري به نام حسوم آن‌را روي ساج پهن مي‌كنند و به‌وسيله‌ي حسوم وارونه مي‌كنند، تا دو طرف آن برشته شود. اين نان به رنگ قهوه‌اي تيره است.

«نان بركو»
براي تهيه‌ي اين نان، كلگ (عصاره بلوط) را با آرد گندم مخلوط مي‌كنند و به‌صورت خمير درمي‌آورند. سپس روي ساج پهن مي‌كنند. اين نان بزرگ‌تر از نان بلوطي است و شبيه نان لواش است. اين نان قهوه‌اي روشن است.

«شله ماسي يا شله دووي (شله ماستي يا شله دوغي)»
براي تهيه‌ي اين غذا، پس از جوشاندن دوغ، برنج را در آن مي‌جوشانند و پونه و پياز داغ را به آن اضافه مي‌كنند. بعد از آن‌كه از حالت آبكي درآمد، در سيني مي‌ريزند. وسط سيني را خالي مي‌كنند و كره‌ي محلي در آن مي‌گذارند. هركسي بخواهد از اين غذا بخورد، كره را از وسط سيني روي غذا مي‌ريزند و مي‌خورد.

«آش كارده (هره)»
براي تهيه‌ي اين غذا، كارده را كه گياهي گرمسيري با برگ‌هاي پهن است، خورد مي‌كنند و در آبليمو مي‌خوابانند، تا ترش شود. بعد از دو روز آب به آن اضافه مي‌كنند. بعد از جوشيدن، گندم و برنج نيم‌كوب به آن اضافه مي‌شود. اين آش معروف‌ترين آش اين منطقه است.

كهگيلويه و بويراحمد 8 درصد جنگل‌هاي كشور را تشكيل مي‌دهد

مديركل منابع طبيعي و آبخيزداري كهگيلويه و بويراحمد گفت: جنگل‌هاي اين استان هشت درصد سهم جنگل‌هاي كشور و 20 درصد حوزه زاگرس را تشكيل مي‌دهد. وی گفت : 60 درصد نياز روزانه استان وابسته به جنگل‌ها و مراتع است.وی همچنین بیان داشت که براي حفاظت از هر 10 هزار هكتار منابع به يك نيروي متخصص و كارآمد نياز است و اين در حالي است كه نيروهاي حفاظتي اين استان در حال حاضر 200 نفر هستند یعنی  به ازاي هر 30 هزار هكتار جنگل در اين استان يك قرقبان به كار گماشته شده است. بيش از 90 ميليون اصله درخت در استان كهگيلويه‌ و بويراحمد وجود دارد كه 82 ميليون اصله آن را درختان بلوط تشكيل مي‌دهند. اين استان حدود 700 هزار نفر جمعيت دارد كه بيش از 60 درصد آنان به نوعي زندگيشان با منابع طبيعي رابطه دارد، از 2 هزار گونه گياهي شناسايي شده در استان كهگيلويه و بويراحمد بيش از 400 گونه آن دارويي است.وی با اشاره به اينكه توسعه پايدار هر كشور وابسته به آب، خاك، جنگل و مرتع آن است، خاطرنشان كرد: با اجراي طرح‌هاي آبخيزداري به طور متوسط 30 تا 40 درصد از فرسايش خاك جلوگيري مي‌شود.

آئين هاي ازدواج در استان كهگيلويه وبويراحمد

 

توجه خاصي كه امروزه جامعه شناسان و متفكران اجتماعي به سنت هاي اجتماعي و فرهنگ عامه مردم دارند از نظر فلسفي در خور توجه مي باشد . در اين گزارش از مراحل پيچيده و انواع رايج آئين هاي ازدواج در استان كهگيلويه وبويراحمد توضيح داده مي شود . زناشويي در ايلات قديم استان و در زمان حال دو جنبه داشت ( مي توان گذشته را به قبل از دهه پنجاه شمسي كه رژيم خانخاني بر اين منطقه حاكم بود منظور نمود ) زناشويي هاي مصلحتي ايلي ( سياسي ) و ازدواج هاي عادي در زناشويي هاي سياسي منشاء ازدواج بر اساس دسته بندي منطقه اي وايلي و جلب وابستگي هاي اين ايل به آن ايل و با اين خان به آن خان بود . اصولاً اين ازدواج ها با توجه به نياز دوستي و پيوندهاي قومي براي قدرت و نفوذ بيشتر صورت مي گرفت . وانگهي چون اساس اين نوع زناشويي ها  كه بر سياست ومصلحت ايلي استوار بود ، چنين مصلحتي پس از مدتي خود دچار بروز اختلاف هاي جزئي و كلي در ايل مي شد .
يعني چه بسا از ازدواج هاي سياسي ايلي كه با صميميت و حسن رابطه به وجود مي آمد و پس از اندك مدتي با پيدايش دشمني جزيي به سردي مي گرايند و احياناً بعد گسيخته مي شد . اما ازدواج هاي عادي كه به تابع شرايط قومي بود اساسش بر محبت و دوستي و اختيار نسبي زن و مردم استوار بود و پيوندهاي خانوادگي داراي قوام و دوام بود . با اين حال خواستگاري در ا يلات گذشته اساساً بسته به رضايت و خوشنودي پدر و مادر و وابستگان بود و ميل و اختيار دختران در گزينش شوهران اهميت نداشت . اگر پدر و مادر بر وقوع ازدواج نظر مي دادند مراسم ازدواج بر پا مي گرديد
مراسم نامزدي  نيز طي تشريفاتي خاص انجام مي گرفت . نامزدي داراي تشريفات كوچك در سطح دو خانواده بود و پس از « نشونه بندون » ( نشانه كردن ) با صرف ناهار يا شامي مختصر صورت مي گرفت. از اين رو دو طرف نامزد هم   شناخته  مي شدند . پس از آن مراسم « كدخدايي » « باشلق برون » انجام مي گرفت . تشريفات كدخدايي با ساز و دهل و تجليل و احترام آغاز مي شد و با بردن برنج و آرد و روغن و گوسفند و قند و چاي و غيره همراه بود كه به اتفاق گروهي از ريش سفيدان طوايف در خانه پدر دختر با « چنه و چونه » يعني كم وكسر كردن مخارج عروسي اجرا مي شد و هزينه قبل از انجام شدن عروسي في المجلس به پدر يا كسان عروس پرداخت مي گرديد. يوزي نيز رسمي بود كه در ميان مردم بومي استان جاي افتاده بود . اين آئين پسنديده به اين معنا بود كه در ايلات به كساني كه براي انجام ازدواج در مضيقه مالي بودند از طرف افراد  توانمند ايل و طايفه به آنها كمك مالي مي شد . اشياء با وجوهي كه به داماد داده مي شد به نام « يوزي » يا كمك دامادي معروف بود . آيين آن به اين صورت بود كه داماد پيش از عروسي به همراه چند نفر از معتمدين ايلي يا محلي روستا به روستا يا محل به محل مي گشتند و نزد كدخدايان و ريش سفيدان ايل و محل مي رفتند و طلب يوزي مي كردند و هر تيره و طايفه اي يا خانداني به فراخور شأن و توان مالي خود كمك هايي از قبيل اسب ، گاو ، گوسفند ، پول و فرش به او مي دادند تا مقدمات عروسي فراهم شود .
رسم ديگر « واطلبان » معروف بود ، بدين معني كه در دعوت به عروسي رسم بر آن بود كه افرادي از قوم و خويشان بنا به دعوت افراد وابسته به داماد و عروس به جشن عروسي شركت مي نمودند . طلبان يا واطلبون ( دعوتي ) از جانب دو خانواده عروس و داماد  صورت مي گرفت . دعوت شوندگان علاوه بر پولي كه براي كمك هزينه عروسي همراه خود به خانه عروس مي آوردند وجه مختصري هم به نام « پارنج » يا « پارنجون » به پيام آور يا آورنده كارت عروسي مي دادند . البته تا حدودي آيين طلبان و پارنجون هنوز كم و بيش در ميان اهالي بومي استان رايج است . اما آيين عروسي در ميان اهالي كهگيلويه و بويراحمد خود حال وهواي ديگري داشته است . پس از انجام شدن مراسم كدخدايي يا در اصطلاح محلي « باشلق برون » آنچه توسط پدر و كسان داماد جهت هزينه عروسي قبول شده است و به آن نيز « باروزي » گفته مي شود همراه هزينه جهيزيه عروس طي تشريفاتي كه عبارت از رقص و تير اندازي و سواركاري است به خانه پدر عروس حمل و روز آغاز عروسي طي نشستي ديگر با توافق پدران و يا چند تا از كسان عروس و داماد تعيين شده است .
با اين حال لازم به ذكر است كه عروسي طبقات رعيت ( افراد معمولي ) هزينه كمتري و مدت كوتاهتري داشته است و حداكثر يك شبانه روز  به طول مي انجاميده است . اما عروسي طبقات بالا ( در گذشته خانها و كدخدايان و درزمان حال افراد سرمايه دار ) مجلل و پر هزينه و طولاني تر از عروسي افراد رعايا يا معمولي بوده است .
سنت ها و آداب و رسوم ازدواج :
آداب و رسوم و سنت هايي كه در مراسم عروسي وجود دارد داراي ريشه هاي تاريخي و كاركردهاي مشخص است . در اين نوشتار  تنها آداب و رسوم و سنت هاي رايج در مراسم ازدواج توصيف مي شود . اين آداب و رسوم از گذشته هاي دور وجود داشته و كم و بيش امروزه نيز در مناطق مختلف استان كهگيلويه وبويراحمد رواج دارد .
كچه زني ( كنايه زني )
مادر يا يكي از بستگان داماد پس از مشورت بسيار خصوصي با يكي از والدين دختر مورد نظر كنايه اي را مي زند و با زرنگي خاصي سعي دارد كه در نگاه اول تمايل و رضايت والدين دختر به وصلت با پسرش را مورد  سنجش قرار دهد ، در اين مرحله حرف صريح و رك نبايد گفته شود .
 آداب و روسم و سنت هايي كه در مراسم عروسي وجود دارد ، داراي ريشه هاي تاريخي و كاركردهاي مشخص است .
كدخداگشوني ( خواستگاري مقدماتي ):
در مرحله نخست براي خواستگاري ، خانواده داماد ، فردي از نزديكان و بزرگان خويش را به خانه عروس مي فرستند تا به طور آشكار از عروس مورد نظر خواستگاري كند . خانواده عروس در اين مرحله ،  نظر قاطع خويش را ابراز نمي كنند ، ولي مي توان از لحن آنها فهميد كه آيا رضايت دارند يا خير ؟ اگر خانواده عروس در اين مرحله قصد داشته باشند كاملاً جواب منفي بدهند به نحوي پاسخ مي دهند كه طرف مقابل وارد مراحل بعدي نشود . اما اگر رضايت داشته باشند ، با خنده و گشاده رويي بامهمانان رضايت خود را نسبت به اين وصلت نشان مي دهند .
خواستگاري ( گپ زني ) :
خانواده داماد در اين مرحله دست به شگرد جالبي مي زند . كليه افراد فاميل نزديك يا ده خويش را به منزلش دعوت مي كند و پس از صرف شيريني و ميوه و چاي ، يكي از افراد خانواده داماد لب به سخن مي گشايد . وي هدف از اين دعوت را بيان مي كند و از حاضران مي خواهد اگر با اين وصلت موافقت دارند ، كساني را براي رفتن به منزل دختر مورد نظرشان براي خواستگاري تعيين كنند . بديهي است در اين جلسه در هر صورت كساني كه با موضوع موافقت ندارند مجلس را ترك مي كنند و موافقين كساني را براي خواستگاري انتخاب مي نمايند . آنها در زماني كه تعيين شده است جهت خواستگاري به خانواده دختر مي روند و به طور رسمي از دختر خواستگاري مي كنند . خانواده دختر جواب قطعي خود را مشروط به توافق بستگان نزديك خويش مي داند . البته وي در مرحله « كد خدا گشوني » از نظر بستگان درجه اول و آنهايي كه در محل نفوذ دارند با خبر شده است . به هر حال خانواده عروس اعلام مي كنند كه چند روز ديگر جوابتان را به فلاني ( يكي از خواستگاران ) خواهيم داد . از اين رو خانواده دخترجلسه اي همانند آن جلسه اي كه خانواده داماد ترتيب دادند ، تشكيل داده و جواب قطعي را به نماينده تعيين شده خواهند داد و پس از اين در صورت جواب مثبت دختر و پسر به طور رسمي نامزد يكديگر شناخته مي شوند .
بردن داماد به خانه همسر آينده اش ( خسي ) :
با نامزد شدن دختر و پسر ، داماد به همراه چند نفر از كسان خود با اعلام قبلي به صرف شام يا ناهار به خانه خسي ( خانه همسر آينده اش ) مي رود تا از آن روز به بعد ، داماد بتواند به خانه همسر آينده اش رفت و آمد كند .
رخت كنوني نامزدي ( نشانه بندون ) :
« رخت كنون » مراسمي كاملاً زنانه است و در اين مراسم مقداري لباس و طلا ، و زينت آلاتي همانند گوشواره ، حلقه ، دست بند و ... طي مراسمي ويژه ، به خانه دختر برده مي شود . با اجراي اين مراسم ، خانواده  پسر نشانه اي بر روي دستان يا گوش هاي عروس خويش مي گذارند .
كد خدا كشوني :
در اين مرحله با موافقت خانواده ها ، زمان عروسي مشخص مي شود .  در اين مرحله با اطلاع قبلي مجدداً عده اي از ريش سفيدان ( فاميل و كسان ) داماد جهت تعيين روز دقيق عروسي و تعيين « مهريه وميزان پول نقدي »  به خانواده عروس مي روند . در اين جلسه بين ريش سفيدان فاميل داماد و ريش سفيدان فاميل عروس ، جهت انجام مراسم بعدي ، توافق صورت مي گيرد . البته در همه اين مراحل اصل بر توافق طرفين است .
مهريه :
مهريه كه در اصطلاح محلي به آن « پشت قباله » يا « حق مهر » مي گويند ، همان « صداق » يا « مهريه »  است كه در دفاتر در سند رسمي ازدواج درج مي شود و محمل
 « شرعي » نيز دارد .
ميزان مهريه در وهله اول تضميني است براي جلوگيري از طلاق و برآورد عموم اين است كه هر چه سنگين تر گرفته شود ، از قدرت بازدارندگي بيشتري برخوردار
مي شود . در هر صورت « پشت قباله » نسبت به عوامل زير متغير است :
1- خويشاوندي : بديهي است كه وقتي عروس و داماد از يك ده يا خويشاوند نزديك باشند ، به احتمال پشت قباله وي اندك است ؛ بر عكس در صورتي كه خويشاوند نباشد و مخصوصاً از دو طايفه يا از دو روستا باشند سعي مي شود كه تا حد امكان پشت قباله بيشتر باشد .
2- موقعيت اجتماعي و اقتصادي خانواده : هنگامي كه دختر از طبقه و قشر بالاي جامعه باشد ، ا حتمالاً ميزان پشت قباله وي بيشتر است .
3- موقعيت مذهبي : هنگامي كه دختر از اعضاي خانواده هاي مذهبي باشد و يا احتمالاً از وابستگان روحانيون سرشناس باشد ، احتمالاً ميزان « پشت قباله » وي كمتر است .
4- وضعيت ظاهري دختر : وجاهت و ميزان زيبايي دختر نيز در ميزان مهريه وي مؤثر است .
بايد متذكر شد كه مهريه هر چند مطابق قوانين حقوقي و شرعي و در شمار حق زن است ، و او مي تواند آن را طلب كند ، ولي تا جايي كه بررسي شد ، هيچ كس مبلغ مهريه را نپرداخته است ، مگر در مواردي كه طلاق صورت گرفته باشد .
شيربها :
شير بها مبلغي است كه خانواده شوهر به خانواده دختر مي دهد تا به ازاي آن خانواده زن جهيزيه دختر خود را تدارك نمايند و از طريق آن مقدمات عروسي را فراهم نمايند . با وجود اين چه مبلغ را  « عروس بها » معني كنيم و چه شيربها در استان كهگيلويه وبويراحمد با اين معاني چندان كاربردي ندارد
تفاوت اساسي كه بين عروسي هاي استان كهگيلويه وبويراحمد با مناطق ديگر وجود دارد در اين است كه در ديگر مناطق معمولاً خانواده دختر بايد كل جهيزيه وي را تهيه كنند و سپس او را به خانه بخت بفرستند ، ولي در اين منطقه اولين رسم وشرطي كه وجود دارد « كاغذ خانه داري » است كه شرح آن خواهد آمد . اجراي رسم « كاغذ خانه داري » بر عهده خانواده پسر است و بايد اين لوازم را تهيه كرده و تحويل بدهند . بر اساس « كاغذ خانه داري» خانواده دختر در مقابل وسايلي كه به دختر خويش مي دهند ، مقداري پول مي گيرند كه خانواده دختر ميزان آن را درمراسم
 « كدخدا بروني » تعيين مي كند . اين مبلغ نسبت به توان خانواده پسر و وسايلي كه خانواده دختر براي فرزندشان تهيه مي كند متفاوت است .
كاغذ خانه داري :
كاغذ خانه داري رسيدي است كه در مجلس « كدخدا كشوني » از خانواده داماد گرفته مي شود . در آن رسيد ، كليه وسايل عروسي و لوازم خانه بسته به شرايط روز نوشته مي شود و خانواده پسر ملزم به تهيه آنها به هنگام عروسي است . در روزگار قديم كه برق نبود ، وسايل برقي جزو اين وسايل نبود ، ولي در حال حاضر لوازم برقي همانند يخچال ، پنكه ، كولر و وسايلي همانند كمد و ظرف چيني ، فرش و رختخواب و ... را شامل مي شود . در مواردي نيز ماشين لباسشويي ، آبميوه گيري و ... كالاهاي لوكس ديگري را ضافه مي كنند كه بستگي به شرايط اقتصادي طرفين دارد . البته اگر در مجلس ياد شده قرار شد كه بعضي وسايل به وسيله خانواده دختر تهيه شود ، آن كالاها از ليست ياد شده حذف مي شود .
به هر حال پس از تعيين ميزان مهريه « پشت قباله » ، ميزان پول نقد و گرفتن
 « كاغذ خانه داري »  روز عروسي مشخص مي شود و ضمن آن ميزان تقريبي وسايل خوراكي مورد نياز جهت انجام مراسم و دعوت بستگان درخواست مي شود . در اين مرحله خانواده داماد از خانواده عروس مي خواهند نيازهاي خود را در مورد تعداد گوسفند ، بز و مرغ (براي كشتار ) ، مقداري برنج ، قند ، چاي و ... اعلام كنند . بديهي است در صورتي كه خانواده دختر قصد دعوت كليه بستگان را داشته باشد ، خانواده داماد نيز كليه بستگان خويش را دعوت كند و در اين صورت هزينه ها نيز بالا مي رود.
دو طرف نمايندگاني هم انتخاب مي كنند تا در صورتي كه بستگان و اقوام مشترك داشته باشند ، دعوت كردن از آنها بين خانواده دختر و پسر تقسيم شود .
عروسي :
در روزي معين كه قبلاً مورد توافق طرفين قرار گرفته است مراسم عروسي آغاز مي شود .
مكان پذيرايي :
پذيرايي هم ازطرف خانواده داماد انجام مي گيرد و هم از ناحيه خانواده عروس . با اين حال پذيرايي از طرف خانواده  عروس معمولاً كوتاهتر و به صرف شام يا ناهار صورت مي گيرد ، در حاليكه پذيرايي از ناحيه داماد معمولاً چند روز وبه صرف چند شام وناهار انجام مي گيرد . تاكنون معمولاً مكان پذيرايي خانواده عروس و پذيرايي خانواده داماد در منزل پدر عروس و پدر داماد  صورت گرفته است ، ليكن امروزه با در برخي از خانواده ها مراسم  عروسي در اماكن تفريحي يا هتل ها صورت مي گيرد .
مراسم دعوت :
همانگونه كه ذكر شد قبلاً تعيين مي شود چه گروهي را چه كسي دعوت كند ، يك روز قبل از موعدي كه قرار است مدعوين دعوت شوند به وسيله كارت عروسي يا به صورت شفاهي از آنها دعوت مي كنند كه فردا ظهر يا شام به منزل فلاني « معمولاً پدر عروس يا پدر داماد » تشريف آوريد و در قديم رسم بود كه به كسي جهت دعوت قدم رنجه مي كرد مبلغي عنوان «‌رنج پا  يا پارنجون» داده مي شد . بدين ترتيب طي يك روز يا چند روز بسته به شرايط و تعداد ميهمانان مراسم پذيرايي طول مي كشد .
ميهمانان هنگامي كه جهت صرف غذا به عروسي حركت مي كنند ، گروه گروه خود را به مراسم مي رسانند . خانواده ها يا فاميل  با همديگر خواهند رفت . آنها قبل از حركت در يك نقطه جمع مي شوند و مشورت مي كنند كه هر فرد چه ميزان پول بدهد . مبالغ را به يك نفر مي دهند و روانه مي شوند . هنگامي كه وارد شدند وظايف ميزبان شروع مي شود ، با نظارت پدر ومادر عروس و يا داماد ، ابتدا براي آنها شيريني و چاي برده مي شود . اگر دعوت شده از طرف خانواده عروس باشد ، پدر عروس و اگر از طرف خانواده داماد دعوت شده باشد ، پدر داماد بايد به كنار آنها رفته و به آنها خوش آمد بگويد . پس از صرف غذا پدر داماد و يا پدر عروس بايد دم در بايستد تا ميهمانان را بدرقه كنند .
رخت كنون :
پارچه هاي ( رخت ها ) كه قبلاً خريداري شده اند طي مراسمي بريده مي شوند و تا هنگام عروسي دوخته شوند . همراه اين رخت ها چند عدد « سر كالا» كه شامل پيراهن يا لباس هايي جهت بستگان عروس است برده مي شود .رخت ها طي مراسمي در روزهاي آخر عروسي باز مي شود و سركالاها تقسيم مي شوند عروس كه توسط عده اي از بستگان وي در همانجا آرايش شده است ، لباس ها را همراه با هلهله و شا دي مي پوشد و براي نكاح آماده مي شود .
نكاح كنان :
در قديم در مجلس عقد كنان ، عاقد كه معمولاً روحاني بود ابتدا از پدر عروس و داماد ، اجازه جاري كردن صيغه عقد دائم را مي گرفت . سپس براي گرفتن وكالت از عروس با « تركه اي چوبي » به مجلس زنانه مي رفت . عروس زير چادر بود و يكي از بستگان عروس نيز وي را هدايت مي كرد . روحاني با تركه چوب به سر عروس اشاره مي كرد و مي گفت : بي بي فلاني ، آيا اجازه مي دهي كه شما را به عقد آقاي فلاني با مهريه بهمان و اين مقدار مثقال طلا و يك جلد كلام الله مجيد ، در آورم . عروس در اينجا با هدايت همان زن زير چادر از پدر ، مادر ، برادر ، دايي و عمو و ... ( بسته به نوع هدايت زن زير چادر همراه وي ) اجازه مي گرفت . پس از چند مرتبه ، فرد روحاني همان موارد را ، تكرار تا عروس « بله » را مي گفت . سپس حاضران هلهله و شادي و «كل » مي كردند و روحاني صيغه عقد دائم را جاري مي كرد .
هديه دايي ( قباله حالو ) :
تا همين اواخر و شايد در بعضي مناطق الان هم در مواردي عروس براي دايي خود قبل از نكاح « قبايي » را مي طلبد كه منظور هديه اي است كه بايد خانه داماد به دايي عروس ( حالو ) بدهند . بديهي است كه دايي عروس نيز در اين صورت هديه اي گرانبها تر و بهتر به عروس خواهد بخشيد .
برد ن عروس از خانه خودشان :
عروس را بايد پدرش از زمين بلند كند و وي را به دست داماد سپرد . به اين ترتيب عروس جهت حركت براي رفتن به خانه بخت آماده مي شود . امروزه عروس با اتومبيل به خانه داماد برده مي شود . ولي در گذشته به وسيله اسب يا چهار پاي ديگر اين مراسم صورت مي گرفته است . همراه با عروس يكي از اعضاي خانواده عروس مي آيد  كه راهنماي عروس است .
دم خونه گروني ودم حيله ( حجله ) گروني  يا پاگشون:
عروس با راهنمايي همراهش دم خانه داماد مي نشيند تا اين كه داماد با دادن هديه اي مثل طلا يا پول وي را راضي كند كه بلند شود . خانواده داماد در همين مرحله با قرباني كردن بز يا گوسفند ورود عروس را به منزل شان جشن  مي گيرند . عروس با ولوله شادي به سمت حجله اي كه از قبل تزئين شده است رهنمون مي شود . عروس بار ديگر مي نشيند و منتظر دادن هديه ديگري از جانب داماد است كه به آن « دم حيله گروني » مي گويند و پس از آن ، عروس را به حجله مي برد .
حجله رون ( حجله روان ):
معمولاً بانويي با تجربه ، راهنمايي هاي لازم در خصوص زندگي مشترك با شوهر آينده را در اختيار عروس قرار مي دهد . متقابلاً مردي جوان كه از دوستان و نزديكان داماد و متأهل است مسائل زندگي مشترك را به داماد گوشزد مي كند ، داماد به عنوان پاك دامني و شكر خداوند دو ركعت نماز شكر با سجاده ايي كه معمولاً چادر عروس است ، به جاي مي آورد و زندگي مشترك آنان با دعا به درگاه الهي آغازمي شود .
يوزي :
يوزي اصطلاحي محلي آن عبارتست از بيان واقعيت بكارت عروس و درصورت لزوم شهادت در اين موضوع و اعلام آن به خانواده عروس .
ديدار با عروس و داماد در حجله :
از فرداي مراسم ، بستگان داماد و عروس ، مرد و زن همراه با هدايايي جنسي و نقدي خويش به ديدن عروس رفته و به آنها تبريك مي گويند . عروس و داماد نيز بايد به خوبي از آنها پذيرايي كنند .
مراسم جشن نهايي :
پس از دو يا چند روز ، خانواده عروس هدايايي را كه خريداري كرده بودند ، به همراه زنان وابسته خود به خانه داماد مي برند در آنجا با استفاده از گوشت و برنجي كه پس از پايان مراسم عروسي در خانواده عروس گذاشته بودند ، غذايي درست كرده و با دعوت از وابستگان داماد و كساني كه در عروسي متحمل زحماتي شدند ، از آنها تشكر و قدرداني مي شود . خانواده عروس و زنان همراه پس از چيدن وسايل عروس و صرف غذا به خانه خويش بر مي گردند . اين رسم در برخي مناطق استان " پس پرده" نيز گفته مي شود .
مراسم واطلبان :
پس از انجام مراسم عروسي ، عروس به همراه داماد به خانه پدرش دعوت
مي شود كه پس از آن بتواند به همراه شوهرش به خانه پدرش رفت و آمد كند . با انجام اين مراسم ، عروسي از آن لحظه به بعد پايان مي پذيرد و زندگي مشترك چرخه اي ديگر را آغاز مي كند . با وجود اين ذكر اين نكته مهم به نظر مي رسد كه آئين هايي مربوط به عروسي و ازدواج در استان كهگيلويه وبويراحمد در مسير زمان دچار تحول و دگرگوني شده است . بدين معني كه بعضي آئين ها و همچنين نگرش ها و باروها يا كهنه شده و ديگر كاربردي ندارد و بعضي از آنها هم منطبق با مقتضيات كنوني شده و به اصطلاح امروز  پسند شده اند . فرضاً امروزه مراسم « حنا بندون » كه عروس و داماد با كسان نزديك خود يك شب قبل از پايان عروسي به دست ها هم حنا مي مالند رسمي است كه الان رايج شده است . همينطور رواج آيين هاي جشن و پايكوبي و تركه بازي در مراسم عروسي و يا واطلبان و ... شايد علت اصلي اينكه مراسم عروسي و ازدواج دچار تغييرات و دگرگوني هايي شده ، رواج زندگي شهرنشيني و رشد تحصيلات عالي ميان جوانان در استان باشد .
سبك ناشناخته‌اي از معماري دوره هخامنشي در گچساران كشف شد

سرپرست گروه كاوش باستان شناسي در محوطه تاريخي گچساران گفت:« سبک و شيوه جاسازي پايه ستون‌هاي اين محوطه تا كنون از هيچ محوطه دوره هخامنشي گزارش نشده و هيات اميدوار است با گزارش اين شيوه، يکي از سبک‌هاي ناشناخته معماري دوره هخامنشي را معرفي كند.  مستندسازي مقدماتي شامل طراحي و عکاسي تمامي آثار سنگي محوطه تاريخي گچساران صورت گرفته و در حال حاضر مي‌توان گفت که سبک و شيوه جاسازي پايه ستونهاي اين محوطه پيشتر از هيچ محوطه دوره هخامنشي گزارش نشده است . سرپرست فصل نخست بررسي‌هاي باستان شناسي منطقه گچساران  با بيان اين مطلب افزود:« هيات اميدوار است با گزارش اين شيوه، يکي از سبک‌هاي ناشناخته معماري دوره هخامنشي را معرفي كند . 

"احسان يغمايي" ، سرپرست فصل نخست بررسي‌هاي باستان شناسي منطقه گچساران در ماههاي اسفند 1386 و فروردين 1387 ، در گفت و گو با خبرگزاری میراث فرهنگی همچنين افزود:« در اين بررسي‌ها که همراه با تهيه پرونده آثار به منظور ثبت در فهرست آثار ملي بود، بيش از 100 اثر اعم از غار و اشکفت، تپه و محوطه باستاني و يادمانهاي تاريخي مورد شناسايي و مطالعات مقدماتي قرار گرفت.» به گفته وي، با توجه به نتايج حاصل از بررسي، تعداد زيادي اشکفت و پناهگاه سنگي در اين منطقه يافته شده که از وجود استقرارهاي انساني در عصر سنگ حکايت مي‌کند. همچنين محوطه‌هاي نوسنگي و آغاز تاريخي اندکي شناسايي شد که علت آن هنوز کاملاً روشن نيست. يغمايي تاكيد كرد:« اين موضوع، به‌ويژه با توجه به نتايج مطالعات و بررسي‌هاي باستان شناسي روستايي "دانيل پاتس" در منطقه نورآباد فارس و "کاميار عبدي" در دشت بهبهان کمي عجيب به نظر مي‌رسد؛  چرا که گچساران در حد فاصل دو منطقه مذکور قرار داشته و از هر دوي اين مناطق استقرارهاي مهمي از دوره نوسنگي تا آغاز تاريخي گزارش شده است. اگرچه از هم اکنون مي توان تفاوت جغرافيايي گچساران را علتي براي اين امر پيشنهاد کرد. البته اين نتايج مقدماتي بوده و در مطالعات فصول آينده تکميل خواهد شد.» به گفته وي، با اين وصف، آثار يافته شده در دوره تاريخي و به ويژه دوره اسلامي بسيار چشمگير است. از يافته‌هاي شاخص اين بررسي مي‌توان بقايايي از يک منزلگاه هخامنشي در روستاي آلاکون باشت را نام برد که سرپرست گروه، پيشتر در مطالعات خود آن را به عنوان "يک منزلگاه راه شاهي هخامنشي از نورآباد تا ارجان" معرفي کرده و در شماره دوم دوره جديد مجله باستان پژوهي منتشر کرده بود. پايه ستون‌هاي بزرگ سنگي و قطعات يکپارچه سنگ که روي آنها نقش گلهاي لوتوس حجاري شده‌است در اين محل وجود دارد که طي برنامه‌اي به زودي مورد حفاظت و مطالعه گسترده تر قرار مي‌گيرند. يغمايي همچنين افزود:« مستندسازي مقدماتي (طراحي و عکاسي) از تمامي آثار سنگي اين محوطه ارزشمند انجام گرفت. در حال حاضر همين قدر مي‌توان گفت که سبک و شيوه جاسازي پايه ستون‌هاي اين محوطه پيشتر از هيچ محوطه دوره هخامنشي گزارش نشده و هيات اميدوار است با گزارش اين شيوه، يکي از سبکهاي ناشناخته معماري دوره هخامنشي را معرفي كند.»

 

:تعداد بازديدكنندگان
.:. طراحي و اجرا توسط پويا رايانه دنا .:.
کليه حقوق براي  سازمان تبليغات اسلامي استان کهگيلويه و بوير احمد محفوظ است
تاریخ: 1389/06/19 ١/١٠/١٤٣١ 9/10/2010
0741-2224618-19 یاسوج - بلوار امام خمینی ره - سازمان تبلیغات اسلامی استان کهگیلویه و بویراحمد