به خانواده بزرگ تبيان بپيونديد
ادامه
بادهاي محلي همچون باد آشوب در سررود بويراحمد عليا، باد زير روز در بهمئي، باد كوه باد در بويراحمد گرمسيري وبهمئي ، باد چوغان از مهمترين بادهاي محلي استان هستند.
منابع آب:رودها: به علت وجود مناطق مرتفع و وزش بادهاي مرطوب هر دو منطقه ي سردسير وگرمسيري از ميزان بارندگي خوبي برخوردارند. اين بارندگيها باعث به وجود آمدن رودهاي متعددي در اين استان شده اند.مهمترين رودهاي كهگيلويه وبويراحمد عبارتند از: رود مارون كه در تنگ تكاب از مرز استان خارج مي شود واز كنار بهبهان گذشته وبه نام رود جراحي وارد خليج فارس مي شود. رود بشار: كه به نام هاي گرم، خرسان ، ونهايتاً كارون مشهور است واز ارتفاعات ياسوج سرچشمه مي گيرد. اين رود در ضلع شمالي كوه غارون ( وجه تسميه كارون) به همين نام از مرز استان خارج مي شود وبا دريافت شاخه هايي همچون بازفت وآرمند در شهرستان لردگان، از وسط شهر اهواز گذشته .به خليج فارس مي ريزد.
رود خيرآباد: سرچشمه اين رود در قسمت مركزي استان يعني ديلگان بويراحمد وتسوج كهگيلويه است وبه نامهاي سر كورتع تسوج، پيچاب، شاه بهرام، نازمكان وخيرآباد معروف است وسرانجام به رود زهره مي ريزد. رود زهره: اين رود از ارتفاعات تنگ تا مرادي وگجستان وباشت وكوههاي شمال شرقي شهرستان ممسني سرچشمه مي گيرد وبه نام رود زهره در ضلع جنوبي شهرستان گچساران از مرز استان خارج و پس از دريافت شعبه ي خيرآباد به نام هنديجان به خليج فارس مي ريزد. رودهاي شور در شهرستان گچساران وبابا احمد در منطقه بهمئي ورود بهمئي از ديگر رودهاي استان هستند.
درياچه ها وتالاب ها:
1-درياچه مور زرد زيلايي : در135 كيلومتري شمال غرب ياسوج ودر ارتفاعات 2180 متري از سطح دريا قرار دارد. مساحت اين درياچه 14 هكتار است. حداقل عمق آن 7 متر وحداكثر آن 14 متر است. اين درياچه در تنگي واقع شده كه اطراف آن را كوه هايي با سنگ آهكي پوشانده. تعدادي آبزيان در اين درياچه به حيات خود ادامه مي دهند كه ماهي كپور معمولي از مهمترين آنهاست.
2- تالاب برم الوان: در40 كيلومتري شهر ليكك بهمئي، دهستان سرآسياب يوسفي واقع شده است. آب آن دائمي است وارتفاع آن از سطح دريا 1100 متر مي باشد. مساحت اين درياچه 15 هكتار وحداقل عمق آب آن 12 متر وحداكثر 30 متر مي باشد.برم هاي كوچك وفصلي ديگري همچون برم علي داد، دره صحه در زيلايي، برم مداب در شرق ياسوج در دهستان كاكان، برم كوه گل سي سخت وبرم دلي پيروزك در شهرستان بويراحمد وبرم گراب ديشموك، برم كهكزك، برم شرابگروه در سرفارياب در شهرستان كهگيلويه وبرم خوني شاه بهرام در شهرستان گچساران وجود دارند كه مجموعاً به همراه 160 چشمه و16 قنات وتعدادي چاه عميق ونيمه عميق منابع آب استان را تأمين مي كنند.
اين بازيکنان سعيد قدمي ، رضا اقبالي و ميلاد غريبي نام دارند و تاکنون عملکرد مطلوب، رضايت بخش و قابل قبولي در اردوي تيم ملي فوتبال نوجوانان از خود نشان داده اند. تيم ملي فوتبال نوجوانان ايران براي حضور مقتدرانه در رقابت هاي جام جهاني نيجريه هفته فبل اقدام به برگزاري اردودرشهر هامبورگ آلمان کرده و يک ديدار تدارکاتي نيز با يکي از تيم هاي نوجوانان اين کشور برگزار کرده است.
تيم ملي فوتبال نوجوانان ايران در اين ديدار تدارکاتي موفق شد حريف آلماني خود را با نتيجه سه بريک مغلوب کند که سعيد قدمي عضو تيم فوتبال نوجوانان کهگيلويه و بويراحمد، زننده يکي از گل هاي تيم ملي ايران بود. مسابقات جام جهاني فوتبال نوجوانان قرار است مهرماه امسال در کشور نيجريه برگزار شود.
استان چهار فصل کهگیلویه و بویراحمد به خاطر برخورداری از طبیعتی زیبا و بکر، علاوه بر زیبایی های طبیعی از جلوه ای خاص در پوشاک زنان این دیار نیز برخوردار است. پوشاک و لباس محلی زنان ازجمله جذابیت های بومی استان کهگیلویه و بویراحمد به شمار می آید طوری که هر تازه واردی به این استان در همان نگاه اول متوجه این جلوه های رنگین می شود. به گزارش ایرنا زنان استان چهار فصل کهگیلویه و بویراحمد از جمله زنان ایرانی هستند که هنوز به پوشاک سنتی و محلی خود پایبند هستند و از آنها در بیشتر اوقات و بخصوص در جشن ها و مجالس عروسی استفاده می کنند.
پوشش وحجاب کامل و تنوع رنگ ها و پارچه ها، جلوه خاصی به لباس محلی زنان در این استان بخشیده است و رنگ های آن بر طبیعت زیبا و دامنه زاگرس، شمیم نشاط و شادی پخش می کند. از جمله نکات قابل توجه این است که پایبندی به استفاده از لباس محلی حتی در میان زنان شهرنشین این استان علاوه بر زنان روستایی و عشایری دیده می شود و با قدم زدن در خیابان های شهرهای این استان مانند یاسوج ،سی سخت ، گچساران و ... این موضوع به خوبی مشاهده می شود. لباس محلی وسنتی زنان استان کهگیلویه و بویراحمد از سه بخش اصلی سرپوش، بالاتنه وپایین تنه تشکیل شده است که مجموع این سه بخش، پوشش کاملی را برای زنان به همراه دارد. سرپوش لباس محلی زنان کهگیلویه و بویراحمد، شامل یک پارچه روپوش یا همان روسری به نام " مینا " ( ( Meynaاست که به طور معمول دارای بیش از یک متر طول و بین ۶۰تا ۷۰سانتیمتر عرض می باشد. بر روی این روپوش مینا نیز پارچه ای به نام چارقد یا لچکی قرار می گیرد که در زبان فارسی همان سربند است. همچنین یک کلاه کوچک زیر مینا قرار می گیرد تا پوشش دهنده موهای جلو سر زنان باشد و معمولا زیورآلات و وسایل تزیین سنتی و ظریف به آن متصل می شود. بخش بالاتنه لباس محلی زنان استان کهگیلویه و بویراحمد، همان پیراهن یا جامه است که شامل یک پارچه دو متری می باشد و از زیر گردن تا کف پای زنان را می پوشاند. این پیراهن ردا مانند ، دارای آستین و سرآستین است و نوع مدل آن مخصوص زنان استان های کهگیلویه و بویراحمد، فارس ، خوزستان و چهارمحال و بختیاری است. بخش پایین این لباس ها که به عبارتی زیباترین بخش آن نیز به شمار می آید همان دامن یا تنبان است که بیشترین حجم پارچه را در این لباس سنتی در برمی گیرد. معمولا برای دامن این لباس های محلی بین پنج تا ۱۲متر پارچه مصرف می شود طوری که این دامن از بالا کشدار و کاملا چین خورده است ودرپایین آن تزیین هایی مانند نوار دوزی یا پارچه های پلیسه دار به کار می رود. رنگ و جنس پارچه این لباس ها معمولا بنا به طبیعت این استان در مناطق گرمسیری و سردسیری، نوع بافت عشایری و روستایی، نوع باورها و گرایش قومی و قبیله ای و سن زنان انتخاب می شود طوری که برای دختران نوجوان و کودک بیشتر از رنگ های شاد و حجم کمتر پارچه و برای دختران جوان رنگ های روشن تر با پارچه بیشتر استفاده می شود. با افزایش سن زنان نیز رنگ این لباس ها بیشتر به سمت تیره و خاکستری مانند سبز یشمی یا سورمه ای سوق پیدا می کند. معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی کهگیلویه و بویراحمد درباره لباس محلی زنان این استان به ایرنا گفت: بر اساس تحقیقات صورت گرفته در کتاب نگارگری مکتب شیراز، قدمت این نوع لباس ها بیشتر از دوران تیموریان در قرن هشتم هجری قمری است. سید ولی الله امیری افزود: این نوع لباس سنتی در چهار استان کهگیلویه و بویراحمد، فارس، چهار محال و بختیاری و خوزستان مشاهده شده است و هم اینک نیز مورد استفاده قرار می گیرد. وی اظهار داشت: امروزه استفاده از لباس محلی و سنتی بیشتر در زنان بالای ۳۰سال استان کهگیلویه و بویراحمد دیده می شود اما در جشن ها و مجالس عروسی تمام زنان و دختران به عنوان یک سنت از لباس های محلی شاد و متنوع استفاده می کنند. امیری،یکی ازدلایل ماندگاری این نوع پوشاک ولباس رادرکهگیلویه و بویراحمد، عجین بودن آن با باورها و اعتقادات زنان این استان دانست و گفت: با توجه به بافت سنتی، روستایی و عشایری این استان و چهار فصل بودن آن ، استفاده از این نوع لباس برای زنان کاملا مقرون به صرفه است. به گفته وی ، استفاده از لباس سنتی در فصل گرما و سرما و همچنین برای زنان عشایر به هنگام کوچ بسیار مناسب می باشد. امیری درباره قیمت این لباس ها گفت: بنا به جنس و مقدار پارچه به کار رفته، هزینه تمام شده برای تهیه یک دست لباس محلی و سنتی از ۲۵هزار تومان تا ۱۵۰هزار تومان متغیر است. وی با اشاره به یک نوع لباس محلی دیگر، گفت: این لباس با نام دلق یا دلج مانند نیم تنه کردها است با این تفاوت که دارای آستین هلالی مانند تا نوک انگشتان دست می باشد. امیری بیان کرد: پیراهن دلق مخصوص استان کهگیلویه و بویراحمد است و در آن از رو دوزی، ایجاد نقوش با زیورآلات یاسکه،رنگ های تیره تر و جنس مرغوبتر استفاده می شود و بیشتر، زنان موسوم به بی بی آن را می پوشند. کارشناس مسوول امور پژوهش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد نیز به ایرنا گفت: استفاده از لباس محلی بیشتر در فرهنگ پوشش زنان لر مشاهده شده است با اینحال هنوز تاریخ دقیقی از زمان پیدایش آن مشخص نیست. مسعود رضایی افزود: تنوع و زیبایی این نوع لباس نشان می دهد که مردم استان کهگیلویه و بویراحمد تا چه اندازه به رنگ های شاد علاقه دارند. وی بیان داشت: مردم این استان به دلیل تنوع اقلیمی طبیعت ، علاقه زیادی به تنوع رنگ ها دارند که این امر در نوع پوشاک آنها به خوبی به چشم می خورد. وی با اشاره به اینکه فرم لباس محلی لری برای زنان این سرزمین شکیل تر و مناسب تر است، گفت: در جشن ها و مراسم عروسی رسم است که زنان با به کار بردن زیورآلات در این لباس ها، جلوه ای خاص به آن می بخشند. رضایی بیان کرد: رنگ به کار رفته در لباس محلی و سنتی زنان این استان با توجه به موقعیت و زمان تغییر می کند به عنوان مثال زنان عزادار تا حدود یک سال از لباس های تیره استفاده می کنند. به گفته وی، اهمیت استفاده از لباس محلی در میان زنان لر تا حدی است که با وجود گران بودن برخی پارچه ها و حجم بالای پارچه ای که باید تهیه شود، آنها تمایل زیادی به تهیه این نوع لباس بخصوص برای جشن هاو عروسی ها دارند. رضایی گفت: لازم است تحقیق و پژوهش های بیشتری از سوی متولیان حوزه های فرهنگی و گردشگری مانند سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی درباره پوشاک سنتی و محلی صورت گیرد تا ارزش ماندگاری آن بیش از پیش مشخص شود. معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد نیز گفت:کارگروهی از سوی وزارت ارشاد با عنوان ساماندهی مد و لباس در این استان فعال است. ناصر رضایی افزود: مقرر شده نمایشگاهی از لباس های بومی، سنتی و ملی مطابق با موازین اسلامی و عرفی در استان کهگیلویه و بویراحمد برپا شود اما تاریخ دقیق این نمایشگاه مشخص نیست. کارشناسان معتقدندیکی از روش های پیشگیری از ترویج مد و پوشاک غیر اسلامی و نامناسب، ترویج استفاده از پوشاک محلی و سنتی است و لازم است که متولیان حوزه های فرهنگی و حتی صنایع دستی کشور با ارج نهادن به این موضوع تلاش بیشتری در راستای معرفی این نوع پوشاک و مزیت های آن نمایند
بازيهاي بومي و محلي ميراثي از گذشتگان هستند كه در فرهنگ لغات فارسي بازي به سرگرمي ، تفريح، لعب ،كار ، ورزش و فريب معني شده است
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه كهگيلويه و بويراحمد در استان بيش از 20 بازي شناخته شده فردي و جمعي وجود دارد. اين بازيها بجز تعداد اندکی به جنس خاصي منحصر نيست. دختران بزرگسالان و زنان نيز در اين بازيها شركت و از اين راه اوقات فراغت خود را پر مي کردند. مي توان مهمترين ورزشهاي محلي رايج اين استان را گرنا دوال، كلاه پران، الختر، دال پلان رقص محلي تيراندازي سوار كاري و چوگو دانست بازي گرنا اين بازي به نام «شال كو» يا «گرنا دوال» هم معروف است. افراد بازي دو گروه از مردان تقريبا هم قد و قواره صورت اند و وسيله بازی طناب است. هر گروه در ميدان از طنابهاي خود محافظت مي كنند. گروه مقابل سعي دارد طنابهاي گروه داخل ميدان را با زور يا زيركي بربايد افراد درون ميدان با پاي خود به پاي افراد بيرون از دايره مي زنند. برنده بازي گروهي است كه فرد بيرون از ميدان يا دايره را بزند. در غير اين صورت، گروه بيرون دايره با طنابهايي كه ربوده اند افراد درون دايره را تا ناحيه زير زانو مي زنند. در بازي الختر كه در فصل بهار به صورت گروهي انجام می شود. دو گروه از نظر تعداد برابرند . با دستی انگشت شصت پا را مي گيرند و با دست ديگر در حالت ايستاده افراد گروه مقابل را هل مي دهند. فردي كه دستش از پايش جدا شود و يا به زمين بيفتد بازنده است. بازي خناثيك يا خناثين: اين بازي همان قايم موشك بازي است. بازي به صورت دو گروه مساوي انجام مي شود. برنده بازي گروهی است كه افراد گروه مقابل را - كه مخفي شده اند – در زمان كمتري پيدا كند. ابوذر غفاري دانشجوي ترم چهارم كامپيوتر مي گويد : در استان هيچ گونه توجهي به اين ورزشها و بازيها نمي شود وي تصريح كرد : اين بازيها جاي خود را به بازيهاي كامپيوتري داده است فرد ديگري در اين زمينه مي گويد : نامي از بازيهاي بومي محلي در استان وجود ندارد و من بعنوان يك جوان هيچ كدام از بازيهاي بومي محلي استان را نمي شناسم او گفت : اين جايي بس تاسف دارد كه بعنوان يك جوان بومي هيچ اطلاعي از بازيهاي محلي ندارم وي اضافه كرد : مسئولين بايد درامر نهادينه كردن ورزش هاي بومي محلي در استان تلاش بيشتري در اين زمينه انجام دهند رييس هيات ورزشهاي روستايي كهگيلويه وبويراحمد گفت : بازيها و ورزشهاي بومي ومحلي اين استان نياز به توسعه ،توجه وحمايت بيشتري از سوي مردم و مسوولان دارد. رحمان همت پور افزود : يكي از مهمترين مشكلات فرا روي ورزشهاي محلي نبودقانون كلي ومنظم براي برخي از بازيهاي محلي در اين استان است. همت پور اظهار داشت: با وجود استقبال و تمايل زياد روستاييان وعشاير و نسبت به بازيهاي محلي تاكنون اقدام موثري براي توسعه اين گونه ورزش ها انجام نشده است. فرج الله زارعي رئيس هئيت روستايي و عشاير شهرستان بويراحمد دليل كم توجهي به اين ورزش در استان را شهرنشيني مردم و بي توجهي مسئولين استاني و شهرستاني براي برگزاري اين بازيها در استان عنوان كرد . وي حمايتهاي بيشترمسوولان اجرايي و ورزشي نسبت به بازيهاي بومي ومحلي در بين روستاييان و عشاير را از جمله راهكارهاي اساسي براي گسترش اين گونهورزشها در استان برشمرد. زارعي گفت : صداو سيما اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي تربيت بدني ميراث فرهنگي ايرانگردي و جهانگردي و جهاد كشاورزي از مهمترين دستگاههاي اجرايي هستند كه مي توانند بازيها را در قالب همايش جشنواره و مسابقات به مردم بشناسند .
غذاهاي سنتي كهگيلويه و بويراحمد غذاهاي سادهاي هستند كه سالها در نواحي مختلف، بخصوص توسط عشاير استفاده ميشده و با توجه به كمبود مواد غذايي بهسادگي در هر شرايط قابل تهيهاند. «كله جوشك يا كلك سوز» اين غذا، نوعي غذاي ساده است كه از دوغ درست ميشود. ابتدا پياز و پونه را در روغن تفت ميدهند و پس از اينكه پياز قرمز رنگ شد، دوغ را به آن اضافه ميكنند. معمولا به تعداد هر نفر يك ليتر دوغ استفاده ميشود. سپس كمي ادويه به آن اضافه ميكنند و ميجوشانند. زماني كه غليظ و سبز رنگ شد، با نان محلي آنرا ميخورند. اين غذا بيشتر در مناطق گرمسيري در فصل بهار توسط عشاير مصرف ميشود. «تليت پياز» براي تهيهي اين غذا، پياز را در روغن تفت ميدهند و بعد از اينكه پياز قرمز شد، ادويه به آن اضافه ميكنند. سپس در آن، آب ميريزند و بعد از جوشيدن، آنرا با نان ميخورند. «نان بليط يا بلوط» قديميترين نان محلي كهگيلويه نان بليط يا نان بلوطي است. براي تهيهي اين غذا پوستهي سخت بلوط را ميگيرند و خشك ميكنند. سپس پوستهي نازك بعدي را كه به آن جفت ميگويند، نيز ميگيرند. اين پوسته خاصيت درماني دارد و براي درمان دردهاي معده مفيد است. جفت بسيار تلخ است و آنرا درون پوستهي كپسول 500 ميگذارند و ميخورند، يا آنرا ميجوشانند و ميخورند و بعد از آن، تكهاي گوشت كبابشده ميخورند، تا از حالت تهوع جلوگيري شود. براي تهيهي نان بلوطي عصارهي بلوط يا كلگ را درون آب يك هفته ميخيسانند، تا بهصورت خمير درآيد. سپس آنرا درون سبدهاي مخصوصي كه از شاخههاي بادام كوهي ميسازند، پالايش ميكنند. بعد آنرا با دست ورز ميدهند و بهوسيلهي ابزاري به نام حسوم آنرا روي ساج پهن ميكنند و بهوسيلهي حسوم وارونه ميكنند، تا دو طرف آن برشته شود. اين نان به رنگ قهوهاي تيره است. «نان بركو» براي تهيهي اين نان، كلگ (عصاره بلوط) را با آرد گندم مخلوط ميكنند و بهصورت خمير درميآورند. سپس روي ساج پهن ميكنند. اين نان بزرگتر از نان بلوطي است و شبيه نان لواش است. اين نان قهوهاي روشن است. «شله ماسي يا شله دووي (شله ماستي يا شله دوغي)» براي تهيهي اين غذا، پس از جوشاندن دوغ، برنج را در آن ميجوشانند و پونه و پياز داغ را به آن اضافه ميكنند. بعد از آنكه از حالت آبكي درآمد، در سيني ميريزند. وسط سيني را خالي ميكنند و كرهي محلي در آن ميگذارند. هركسي بخواهد از اين غذا بخورد، كره را از وسط سيني روي غذا ميريزند و ميخورد. «آش كارده (هره)» براي تهيهي اين غذا، كارده را كه گياهي گرمسيري با برگهاي پهن است، خورد ميكنند و در آبليمو ميخوابانند، تا ترش شود. بعد از دو روز آب به آن اضافه ميكنند. بعد از جوشيدن، گندم و برنج نيمكوب به آن اضافه ميشود. اين آش معروفترين آش اين منطقه است.
مديركل منابع طبيعي و آبخيزداري كهگيلويه و بويراحمد گفت: جنگلهاي اين استان هشت درصد سهم جنگلهاي كشور و 20 درصد حوزه زاگرس را تشكيل ميدهد. وی گفت : 60 درصد نياز روزانه استان وابسته به جنگلها و مراتع است.وی همچنین بیان داشت که براي حفاظت از هر 10 هزار هكتار منابع به يك نيروي متخصص و كارآمد نياز است و اين در حالي است كه نيروهاي حفاظتي اين استان در حال حاضر 200 نفر هستند یعنی به ازاي هر 30 هزار هكتار جنگل در اين استان يك قرقبان به كار گماشته شده است. بيش از 90 ميليون اصله درخت در استان كهگيلويه و بويراحمد وجود دارد كه 82 ميليون اصله آن را درختان بلوط تشكيل ميدهند. اين استان حدود 700 هزار نفر جمعيت دارد كه بيش از 60 درصد آنان به نوعي زندگيشان با منابع طبيعي رابطه دارد، از 2 هزار گونه گياهي شناسايي شده در استان كهگيلويه و بويراحمد بيش از 400 گونه آن دارويي است.وی با اشاره به اينكه توسعه پايدار هر كشور وابسته به آب، خاك، جنگل و مرتع آن است، خاطرنشان كرد: با اجراي طرحهاي آبخيزداري به طور متوسط 30 تا 40 درصد از فرسايش خاك جلوگيري ميشود.
سرپرست گروه كاوش باستان شناسي در محوطه تاريخي گچساران گفت:« سبک و شيوه جاسازي پايه ستونهاي اين محوطه تا كنون از هيچ محوطه دوره هخامنشي گزارش نشده و هيات اميدوار است با گزارش اين شيوه، يکي از سبکهاي ناشناخته معماري دوره هخامنشي را معرفي كند. مستندسازي مقدماتي شامل طراحي و عکاسي تمامي آثار سنگي محوطه تاريخي گچساران صورت گرفته و در حال حاضر ميتوان گفت که سبک و شيوه جاسازي پايه ستونهاي اين محوطه پيشتر از هيچ محوطه دوره هخامنشي گزارش نشده است . سرپرست فصل نخست بررسيهاي باستان شناسي منطقه گچساران با بيان اين مطلب افزود:« هيات اميدوار است با گزارش اين شيوه، يکي از سبکهاي ناشناخته معماري دوره هخامنشي را معرفي كند .
"احسان يغمايي" ، سرپرست فصل نخست بررسيهاي باستان شناسي منطقه گچساران در ماههاي اسفند 1386 و فروردين 1387 ، در گفت و گو با خبرگزاری میراث فرهنگی همچنين افزود:« در اين بررسيها که همراه با تهيه پرونده آثار به منظور ثبت در فهرست آثار ملي بود، بيش از 100 اثر اعم از غار و اشکفت، تپه و محوطه باستاني و يادمانهاي تاريخي مورد شناسايي و مطالعات مقدماتي قرار گرفت.» به گفته وي، با توجه به نتايج حاصل از بررسي، تعداد زيادي اشکفت و پناهگاه سنگي در اين منطقه يافته شده که از وجود استقرارهاي انساني در عصر سنگ حکايت ميکند. همچنين محوطههاي نوسنگي و آغاز تاريخي اندکي شناسايي شد که علت آن هنوز کاملاً روشن نيست. يغمايي تاكيد كرد:« اين موضوع، بهويژه با توجه به نتايج مطالعات و بررسيهاي باستان شناسي روستايي "دانيل پاتس" در منطقه نورآباد فارس و "کاميار عبدي" در دشت بهبهان کمي عجيب به نظر ميرسد؛ چرا که گچساران در حد فاصل دو منطقه مذکور قرار داشته و از هر دوي اين مناطق استقرارهاي مهمي از دوره نوسنگي تا آغاز تاريخي گزارش شده است. اگرچه از هم اکنون مي توان تفاوت جغرافيايي گچساران را علتي براي اين امر پيشنهاد کرد. البته اين نتايج مقدماتي بوده و در مطالعات فصول آينده تکميل خواهد شد.» به گفته وي، با اين وصف، آثار يافته شده در دوره تاريخي و به ويژه دوره اسلامي بسيار چشمگير است. از يافتههاي شاخص اين بررسي ميتوان بقايايي از يک منزلگاه هخامنشي در روستاي آلاکون باشت را نام برد که سرپرست گروه، پيشتر در مطالعات خود آن را به عنوان "يک منزلگاه راه شاهي هخامنشي از نورآباد تا ارجان" معرفي کرده و در شماره دوم دوره جديد مجله باستان پژوهي منتشر کرده بود. پايه ستونهاي بزرگ سنگي و قطعات يکپارچه سنگ که روي آنها نقش گلهاي لوتوس حجاري شدهاست در اين محل وجود دارد که طي برنامهاي به زودي مورد حفاظت و مطالعه گسترده تر قرار ميگيرند. يغمايي همچنين افزود:« مستندسازي مقدماتي (طراحي و عکاسي) از تمامي آثار سنگي اين محوطه ارزشمند انجام گرفت. در حال حاضر همين قدر ميتوان گفت که سبک و شيوه جاسازي پايه ستونهاي اين محوطه پيشتر از هيچ محوطه دوره هخامنشي گزارش نشده و هيات اميدوار است با گزارش اين شيوه، يکي از سبکهاي ناشناخته معماري دوره هخامنشي را معرفي كند.»